alizadeeh

فرهنگ رانندگی

17 ارسال در این موضوع قرار دارد

قبل از اینکه ماشین بخرم همیشه فکر می کردم رانندگی خوبی دارم به رانندگی دیگران عیب و ایراد می گرفتم و از اینکه قوانین رعایت نمی کنن اعتراض می کردم

تا اینکه خدا خواست وضع مالی خوب شد یه ماشین خریدم چند ماه اول با احتیاط رانندگی میکردم مثل کسی که ماشین صفر خریده و دلش نمیاد گاز بده فشاری به ماشین وارد بشه حس حالی این طوری داشتم کم کم از این حس حال خارج شدم با ماشین پر شتاب رانندگی می کردم لایی می کشیدم در مدت 9 ماه که ماشین خریده بودم 2 بار تصادف کردم به خاطر بی احتیاطی رعایت نکردن فاصله ، شتاب زیاد و....

از موقعی که پشت ماشین می شینم پرخاش گر شدم اگه کسی بهم تذکر بده جواب میدم کسی که با بوق بهم تذکر میده جوابش میدم کسی بهم میگه رانندگیت فلانه میرم سمتش طوی شدم که فکر می کنم همیشه حق با منه البته جاهایی بوده که درست رانندگی کردم  رانندگیم افتضاح نیست ولی زود عصبی میشم

چند وقت پیش تو ترافیک گیر کرده بودم میخواستم برم سمت راست داخل کوچه ماشین جلویی هم سر کوچه ایستاده بود هر چی چراغ میدادم بوق میزدم نمی فهمید  یا میفهمید محل نمیزاشت بلخره به زور ماشین رد کردم رفتم جلو بهش گفتم نمیفهمی دارم چراغ میدم بوق میزنم گفتش نه نمیفهمم من نفهمم منم بهش گفتم از قیافت معلومه نفهمی ... خانمم باهام بود گفتش برا چی این طوری حرف زدی گناه داشت بنده خدا شاید متوجه نشد بعدا خودم پشیمون شدم که چرا این طوری بر خورد کردم شاید به جای گفتن نمیفهمی بهتر بود  با لحن مودبانه می گفتم آقا یه خورده برو جلوتر تا من بتونم رد بشم هم ایشون شاید تحت تاثیر قرار می گرفت هم اینکه من شخصیت خودم حفظ می کردم نمی دونم چرا زود عصبی میشم فکر می کنم حق با منه

 

دوستان شما هم این طوری هستید گفتم این تایپیک بزنم تا از تجربیات همدیگه استفاده کنیم

پسند شده توسط 3 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 47 دقیقه قبل، alizadeeh گفته است :

قبل از اینکه ماشین بخرم همیشه فکر می کردم رانندگی خوبی دارم به رانندگی دیگران عیب و ایراد می گرفتم و از اینکه قوانین رعایت نمی کنن اعتراض می کردم

تا اینکه خدا خواست وضع مالی خوب شد یه ماشین خریدم چند ماه اول با احتیاط رانندگی میکردم مثل کسی که ماشین صفر خریده و دلش نمیاد گاز بده فشاری به ماشین وارد بشه حس حالی این طوری داشتم کم کم از این حس حال خارج شدم با ماشین پر شتاب رانندگی می کردم لایی می کشیدم در مدت 9 ماه که ماشین خریده بودم 2 بار تصادف کردم به خاطر بی احتیاطی رعایت نکردن فاصله ، شتاب زیاد و....

از موقعی که پشت ماشین می شینم پرخاش گر شدم اگه کسی بهم تذکر بده جواب میدم کسی که با بوق بهم تذکر میده جوابش میدم کسی بهم میگه رانندگیت فلانه میرم سمتش طوی شدم که فکر می کنم همیشه حق با منه البته جاهایی بوده که درست رانندگی کردم  رانندگیم افتضاح نیست ولی زود عصبی میشم

چند وقت پیش تو ترافیک گیر کرده بودم میخواستم برم سمت راست داخل کوچه ماشین جلویی هم سر کوچه ایستاده بود هر چی چراغ میدادم بوق میزدم نمی فهمید  یا میفهمید محل نمیزاشت بلخره به زور ماشین رد کردم رفتم جلو بهش گفتم نمیفهمی دارم چراغ میدم بوق میزنم گفتش نه نمیفهمم من نفهمم منم بهش گفتم از قیافت معلومه نفهمی ... خانمم باهام بود گفتش برا چی این طوری حرف زدی گناه داشت بنده خدا شاید متوجه نشد بعدا خودم پشیمون شدم که چرا این طوری بر خورد کردم شاید به جای گفتن نمیفهمی بهتر بود  با لحن مودبانه می گفتم آقا یه خورده برو جلوتر تا من بتونم رد بشم هم ایشون شاید تحت تاثیر قرار می گرفت هم اینکه من شخصیت خودم حفظ می کردم نمی دونم چرا زود عصبی میشم فکر می کنم حق با منه

 

دوستان شما هم این طوری هستید گفتم این تایپیک بزنم تا از تجربیات همدیگه استفاده کنیم

برعکس من اوایل اینطوری بودم.اوایل واقعا رعایت میکردم,وقتی میدیدم طرف رعایت نمیکنه یا اصلا راه نمیده یا بد پارک میکنه یا .... از کوره در میرفتم .نه اینکه جار و جنجال کنم فقط دستم میرفت رو بوق دیگه ول نمیکردم [dastbesine] (خیلی سریع بوق ماشین تعطیل شد!)ولی الان دیگه اونقدر سخت نمیگیرم الان فقط طرف رو نگاه میکنم.نگاه تاثیرش از لفظ بیشتره.

پسند شده توسط 4 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

وقتی پشت فرمون می شینیم باید خیییلی صبوری پیشه کنیم.

خیلی وقتا پشت فرمونم می بینم طرف با یه حرصی میخواد اندازه یه ماشین ازت جلو بزنه اونم پشت چراغ قرمز مثلا! طرف با خودش چی فکر کرده؟ مگه چند ثانیه زودتر به مقصدش میرسه؟😐😄

 

من مثل علی داییم ام، خییییلی کم بوق میزنم، این بوق بوق زدن زیاد واقعا عادت خیییلی بدیه که خیلیا هنوز دارنش.

 

پسند شده توسط 7 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با سلام.دوست عزیز همه ماها کم  و بیش  همینجوریم،بذارید خلاصه بگم: من و شما به تنهایی نمیتونیم در لحظه و اونم توی کوچه و  خیابان،  فرهنگ و سطح شعور یک نفر دیگه که قوانین را رعایت نمیکنه عوض کنیم. سعی کنید همیشه این زمینه ذهنتون باشه که دارید در یک شهر چند میلیونی یا چند صد هزارنفری زندگی می کنید که از این موارد خیلی زیاده. اگر قرار باشه برای هر مورد فقط یکم هم عصبانی بشیم خودمون در کوتاه مدت مشکل روانی (پرخاشگری) پیدا می کنیم .پس با دونستن این مورد کم کم سعی کنید خودتون رو بیشتر کنترل کنید. چه بسا افراد خیلی زیادی فقط بخاطر عدم کنترل خشم در لحظه،  الان در زندان ها هستن. پس یادتون باشه ما اصلا در حدی نیستیم که بتونیم رفتار بقیه افراد غریبه ای که در خیابان میبینیم عوض کنیم. (البته با این پیش فرض که حق با ما باشه. در بعضی موارد فکر میکنیم که حق با ماست).در آخر اینم بگم که مطالبی که گفتم خدمتتون در حد کمک و مشاوره هست. من در جایگاه قضاوت و نصیحت نیستم.

با سپاس

 

 

پسند شده توسط 7 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

راستش منم همیشه از حقم میگذرم اما ببینم کسی زور میگیه یا گردن گلفتی کنه حقشو کف دستش میزارم 

پسند شده توسط 3 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام دوستان خوبم.پری روز در مسیر آستارا به سمت تالش در حال رانندگی بودم ، همراه خانواده که از آینه ماشین دیدم ماشین پلیس راهور بهم چراغ میده ، زدن کنار و علت پرسیدم.گفت سبقت غیر مجاز داشتی و به ایست پلیس توجه نکردی و ...=پارکینگ.

گفتم اشتباهی شده من ۱۰ ساله گواهینامه گرفتن و ماشین دارم حتی یک بارم پلیس جریمه ام نکرده.مدارک ام دستش بود و گفت دنبالم بیا بریم پارکینگ.هرچی گفتم انگار نه انگار.چون مسافر بودیم و غریب حتی التماس اش کردم ولی انگار نه انگار حرکت کرد و منم دنبالش راه افتادم.(تو مسیر آستارا به تالش یه جایی هست که جاده باریک و دوطرفه میشه اونجا یه تریلی کند میرفت و منم دنبالش بودم چون خط ممتد بود سبقت نمیگرفتم و ماشینهای زیادی به طور خلاف رد میشدن و میرفتن تا این بنده خدا یه مقدار راه داد بهم و با راهنماش علامت داد که برم اونم جایی که خط ممتد نبود. منم رد شدم  همین‌)اما این پلیس با وجدان فکر کرده بود خاوری رو گرفته .تا رسیدیم جایی که مثلا پارکینگ بود اما یه ساختمان بود با ۳_۴ تا کرکره برقی مثل مغازه.صاحب اش اومد و براش توضیح دادم که خردسال توماشینه و به فرض که خلاف کردم ببخشید و از این حرفا... ایشونم بهم گفت شماهایید که میایین شمال و شلوغ نیکنید و نظم رو بهم میزنید و ... منم با کمال بی دفاعی و دلشکستگی گوش میدادم .(اخه چون همسرم با فرزند ۳ سالم تو ماشین بودند و مسافر بودیم نمیخواستم ماشین بره پارکینگ.خلاصه عده ای جمع شدند و نظاره گر ماجرا و کسی هم از مردم محترم اونجا نرفت جلو دل این پلیس رو بدست بیاره و ماجرا ختم بخیر شه.تا اینکه صاحب پارکینگ بعد از کلی التماس و خواهشهای من رو به افسر کرد و گفت جریمه کن و بذار بره و پلیس هم یه طومار بلند بالا از جرایمی که توخواب هم فکر نمیکردم انجام بدم  زد به اون پوزش و داد دستم. سبقت غیر مجاز+سرعت غیرمجاز+عدم توجه به فرمان پلیس+حرکت به طور مارپیچ.

با خودم عهد کردم دیگه شمال نرم.و بهانه دست هیچ پلیس با وجدانی ندم. درسته ماشین پارکینگ نرفت اما به شدت بهم توهین شد این پلیس با وجدان هم  حال میکرد که قانون را به شدت هرچه تمام در مورد یک خانواده مسافر اعمال کرده که خدا ازش نگذره.

ببخشید طولانی شد.درد و دل کردم.

پسند شده توسط 8 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 2 ساعت قبل، zarkhord-a گفته است :

سلام دوستان خوبم.پری روز در مسیر آستارا به سمت تالش در حال رانندگی بودم ، همراه خانواده که از آینه ماشین دیدم ماشین پلیس راهور بهم چراغ میده ، زدن کنار و علت پرسیدم.گفت سبقت غیر مجاز داشتی و به ایست پلیس توجه نکردی و ...=پارکینگ.

گفتم اشتباهی شده من ۱۰ ساله گواهینامه گرفتن و ماشین دارم حتی یک بارم پلیس جریمه ام نکرده.مدارک ام دستش بود و گفت دنبالم بیا بریم پارکینگ.هرچی گفتم انگار نه انگار.چون مسافر بودیم و غریب حتی التماس اش کردم ولی انگار نه انگار حرکت کرد و منم دنبالش راه افتادم.(تو مسیر آستارا به تالش یه جایی هست که جاده باریک و دوطرفه میشه اونجا یه تریلی کند میرفت و منم دنبالش بودم چون خط ممتد بود سبقت نمیگرفتم و ماشینهای زیادی به طور خلاف رد میشدن و میرفتن تا این بنده خدا یه مقدار راه داد بهم و با راهنماش علامت داد که برم اونم جایی که خط ممتد نبود. منم رد شدم  همین‌)اما این پلیس با وجدان فکر کرده بود خاوری رو گرفته .تا رسیدیم جایی که مثلا پارکینگ بود اما یه ساختمان بود با ۳_۴ تا کرکره برقی مثل مغازه.صاحب اش اومد و براش توضیح دادم که خردسال توماشینه و به فرض که خلاف کردم ببخشید و از این حرفا... ایشونم بهم گفت شماهایید که میایین شمال و شلوغ نیکنید و نظم رو بهم میزنید و ... منم با کمال بی دفاعی و دلشکستگی گوش میدادم .(اخه چون همسرم با فرزند ۳ سالم تو ماشین بودند و مسافر بودیم نمیخواستم ماشین بره پارکینگ.خلاصه عده ای جمع شدند و نظاره گر ماجرا و کسی هم از مردم محترم اونجا نرفت جلو دل این پلیس رو بدست بیاره و ماجرا ختم بخیر شه.تا اینکه صاحب پارکینگ بعد از کلی التماس و خواهشهای من رو به افسر کرد و گفت جریمه کن و بذار بره و پلیس هم یه طومار بلند بالا از جرایمی که توخواب هم فکر نمیکردم انجام بدم  زد به اون پوزش و داد دستم. سبقت غیر مجاز+سرعت غیرمجاز+عدم توجه به فرمان پلیس+حرکت به طور مارپیچ.

با خودم عهد کردم دیگه شمال نرم.و بهانه دست هیچ پلیس با وجدانی ندم. درسته ماشین پارکینگ نرفت اما به شدت بهم توهین شد این پلیس با وجدان هم  حال میکرد که قانون را به شدت هرچه تمام در مورد یک خانواده مسافر اعمال کرده که خدا ازش نگذره.

ببخشید طولانی شد.درد و دل کردم.

این مشکل نه فقط توی رانندگی بلکه توی کل سیستم اداری ایران هستش . به همین دلیل هست مردم دارن از فشار عصبی نابود میشن. یک عده بدون سواد لازم و بدون تخصص در جایگاهی قرار گرفتند که لیاقتشون اونجا نیست و بر اساس شایستگی به اونجا نرسیدند و دلیلش برای همه روشن هستش. این رفتار ها رو فقط پلیس های خیلی با وجدان تنها انجام نمیدن بلکه توی مشاغل مختلف باهاش هر روز مردم دارن دست و پنجه نرم میکنند و از اونجایی که مردم دقیقا مثل اون قسمت از حرف شما فقط تماشاچی هستند این رفتار ها روز به روز بیشتر میشه . 

اگر سیستم آموزشی توی کشور ما درست بود و به جای چیزهای پوسیده فرهنگ درست همه چیز رو توی مدارس آموزش میدادن الان نه سیستم اجرایی کشور به اینقدر نیروی پرخاشگر احتیاج داشت و نه مردم خلافی مرتکب میشدن که لازم باشه با پلیس یا هر کس دیگه ای  آدم بحث کنه . فقط در کشورهایی که نوع تفکرشون مثل سیستم مدیریتی کشور ما هست شما این حجم از پلیس و یا مامورین شهرداری رو توی خیابون می بینید .

 

پسند شده توسط 4 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ارسال شده در (ویرایش شده)

در 3 ساعت قبل، zarkhord-a گفته است :

سلام دوستان خوبم.پری روز در مسیر آستارا به سمت تالش در حال رانندگی بودم ، همراه خانواده که از آینه ماشین دیدم ماشین پلیس راهور بهم چراغ میده ، زدن کنار و علت پرسیدم.گفت سبقت غیر مجاز داشتی و به ایست پلیس توجه نکردی و ...=پارکینگ.

گفتم اشتباهی شده من ۱۰ ساله گواهینامه گرفتن و ماشین دارم حتی یک بارم پلیس جریمه ام نکرده.مدارک ام دستش بود و گفت دنبالم بیا بریم پارکینگ.هرچی گفتم انگار نه انگار.چون مسافر بودیم و غریب حتی التماس اش کردم ولی انگار نه انگار حرکت کرد و منم دنبالش راه افتادم.(تو مسیر آستارا به تالش یه جایی هست که جاده باریک و دوطرفه میشه اونجا یه تریلی کند میرفت و منم دنبالش بودم چون خط ممتد بود سبقت نمیگرفتم و ماشینهای زیادی به طور خلاف رد میشدن و میرفتن تا این بنده خدا یه مقدار راه داد بهم و با راهنماش علامت داد که برم اونم جایی که خط ممتد نبود. منم رد شدم  همین‌)اما این پلیس با وجدان فکر کرده بود خاوری رو گرفته .تا رسیدیم جایی که مثلا پارکینگ بود اما یه ساختمان بود با ۳_۴ تا کرکره برقی مثل مغازه.صاحب اش اومد و براش توضیح دادم که خردسال توماشینه و به فرض که خلاف کردم ببخشید و از این حرفا... ایشونم بهم گفت شماهایید که میایین شمال و شلوغ نیکنید و نظم رو بهم میزنید و ... منم با کمال بی دفاعی و دلشکستگی گوش میدادم .(اخه چون همسرم با فرزند ۳ سالم تو ماشین بودند و مسافر بودیم نمیخواستم ماشین بره پارکینگ.خلاصه عده ای جمع شدند و نظاره گر ماجرا و کسی هم از مردم محترم اونجا نرفت جلو دل این پلیس رو بدست بیاره و ماجرا ختم بخیر شه.تا اینکه صاحب پارکینگ بعد از کلی التماس و خواهشهای من رو به افسر کرد و گفت جریمه کن و بذار بره و پلیس هم یه طومار بلند بالا از جرایمی که توخواب هم فکر نمیکردم انجام بدم  زد به اون پوزش و داد دستم. سبقت غیر مجاز+سرعت غیرمجاز+عدم توجه به فرمان پلیس+حرکت به طور مارپیچ.

با خودم عهد کردم دیگه شمال نرم.و بهانه دست هیچ پلیس با وجدانی ندم. درسته ماشین پارکینگ نرفت اما به شدت بهم توهین شد این پلیس با وجدان هم  حال میکرد که قانون را به شدت هرچه تمام در مورد یک خانواده مسافر اعمال کرده که خدا ازش نگذره.

ببخشید طولانی شد.درد و دل کردم.

دوست عزیز من هم سعی میکنم قانون را تا اونجا که امکان داره رعایت کنم ولی متاسفانه در ایران رعایت قانون مداوم یعنی عقب افتادن مداوم ، واسه همینه که تو اصطلاح عامیانه به دورزدن قانون میگن زرنگی ، این منفورترین کلمه واسه من شده. واقعا چاره ای نیست جز رعایت قانون تا اونجا که حقایق پایمال نشه. ولی درست رعایت قانون در همه حاله و تسلیم قانون بودنه. اینطوریه که کشور پیشرفت می‌کنه البته بشرط داشتن قوانین صحیح و مجری لایق.

در مورد حرف اون پلیس هم اصلا ربطی به شمالی بودن یا نه تهرانی بودن نداره ، همه در برابر قانون یکی هستن. اون آقا عقده ای بود البته من پلیس عقده ای زیاد دیدم اینم ربط به پلیس بودن ندارن جامعه ما داره همه رو عقده ای بار میاره (با اختلاف طبقاتی ، با تمرکز گرایی ، با بی عدالتی و ...)؛و وقتی این آدم یه قدرتی بدست میاره خودشو نشون میده.

من شمالی هستم و الان یه جوی بوجود آمده که بعضی شمالی ها میگن تهرانی ها خراب کردن شمال رو یا مسافر ها میگن شمالی ها بدجنسن، متاسفانه یکی دیگه از درد های جامعه به جون هم افتادن مردمه که ناشی از ضعف اداره کشوره ( جنگ فقیر و پولدار ، جنگ شهری و روستایی ، جنگ تهرانی و شهرستانی ، جنگ بالا نشین و پایین نشین و ...) بابا تموم کنیم این بازی‌ها رو همه ایرانی هستیم همه خواهر و برادرم.

مسافر حق داره بیاد اوقات خوشی داشته باشه و میزبان هم حق داره در رفاه زندگیش دچار مشکل نشه فقط باید هر کسی به حق خودش راضی باشه.

من خونم سر خیابونه همیشه جلو در خونم ماشین پارک میکنن اینکه زدم پارک ممنوع بهشون هم تذکر میدی میگن یه لحظه کار داشتیم بخدا واسه شما یه لحظه هست ولی واسه من که هر بار میام یه نفر پارک کرده میشه همیشه.

این همون داستان  رعایت نکردنه قانونه و ناراحتی شهروندان  شهر های پر مسافر از وضعیت منطقه شون.

طرف و رودی پارک جنگلی میده بعد آشغال ها رو تو محوطه میریزه تذکر هم میدی میگه پولشو دادم کورشن جمع کنن.

خلاصه مطلب شما ناراحت نشو هر وقت هم خواستی هر جای این کشور برو فقط به دلیل این نابسامانی اوضاع سعی کن برنامه ریزی کنی تا تو همچین موقعیت های گرفتار نشی. شمال هم خواستی بیای من چند جا تو مازندران میشناسم هم به ترافیک نخوری هم خیلی شلوغ نباشه ولی در مورد انصاف به شما قولی نمیدم چون خیلی کمیاب شده.

من خودم شمالم ولی تعطیلات خیلی از جاها و دورشو خط میکشم چون متاسفانه آدم نفهم زیاد شده و باعث میشن تعطیلات به منو خانوادم ذهر بشه.

ویرایش شده در توسط reza206na
پسند شده توسط 7 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 12 دقیقه قبل، reza206na گفته است :

دوست عزیز من هم سعی میکنم قانون را تا اونجا که امکان داره رعایت کنم ولی متاسفانه در ایران رعایت قانون مداوم یعنی عقب افتادن مداوم ، واسه همینه که تو اصطلاح عامیانه به دورزدن قانون میگن زرنگی ، این منفورترین کلمه واسه من شده. واقعا چاره ای نیست جز رعایت قانون تا اونجا که حقایق پایمال نشه. ولی درست رعایت قانون در همه حاله و تسلیم قانون بودنه. اینطوریه که کشور پیشرفت می‌کنه البته بشرط داشتن قوانین صحیح و مجری لایق.

در مورد حرف اون پلیس هم اصلا ربطی به شمالی بودن یا نه تهرانی بودن نداره ، همه در برابر قانون یکی هستن. اون آقا عقده ای بود البته من پلیس عقده ای زیاد دیدم اینم ربط به پلیس بودن ندارن جامعه ما داره همه رو عقده ای بار میاره (با اختلاف طبقاتی ، با تمرکز گرایی ، با بی عدالتی و ...)؛و وقتی این آدم یه قدرتی بدست میاره خودشو نشون میده.

من شمالی هستم و الان یه جوی بوجود آمده که بعضی شمالی ها میگن تهرانی ها خراب کردن شمال رو یا مسافر ها میگن شمالی ها بدجنسن، متاسفانه یکی دیگه از درد های جامعه به جون هم افتادن مردمه که ناشی از ضعف اداره کشوره ( جنگ فقیر و پولدار ، جنگ شهری و روستایی ، جنگ تهرانی و شهرستانی ، جنگ بالا نشین و پایین نشین و ...) بابا تموم کنیم این بازی‌ها رو همه ایرانی هستیم همه خواهر و برادرم.

مسافر حق داره بیاد اوقات خوشی داشته باشه و میزبان هم حق داره در رفاه زندگیش دچار مشکل نشه فقط باید هر کسی به حق خودش راضی باشه.

من خونم سر خیابونه همیشه جلو در خونم ماشین پارک میکنن اینکه زدم پارک ممنوع بهشون هم تذکر میدی میگن یه لحظه کار داشتیم بخدا واسه شما یه لحظه هست ولی واسه من که هر بار میام یه نفر پارک کرده میشه همیشه.

این همون داستان  رعایت نکردنه قانونه و ناراحتی شهروندان  شهر های پر مسافر از وضعیت منطقه شون.

طرف و رودی پارک جنگلی میده بعد آشغال ها رو تو محوطه میریزه تذکر هم میدی میگه پولشو دادم کورشن جمع کنن.

خلاصه مطلب شما ناراحت نشو هر وقت هم خواستی هر جای این کشور برو فقط به دلیل این نابسامانی اوضاع سعی کن برنامه ریزی کنی تا تو همچین موقعیت های گرفتار نشی. شمال هم خواستی بیای من چند جا تو مازندران میشناسم هم به ترافیک نخوری هم خیلی شلوغ نباشه ولی در مورد انصاف به شما قولی نمیدم چون خیلی کمیاب شده.

من خودم شمالم ولی تعطیلات خیلی از جاها و دورشو خط میکشم چون متاسفانه آدم نفهم زیاد شده و باعث میشن تعطیلات به منو خانوادم ذهر بشه.

ممنون دوست خوبم.همونطوره که فرمودید.

پسند شده توسط 1 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

متاسفانه اون پلیس عقده ای بی وجدان دنبال عقده گشایی بوده. از همین کلمه «شماها» گفتنش مشخصه که داره عقدش رو خالی می کنه. اگر من با چنین آدمی گیر می افتادم، ولش می کردم و می اومدم تهران. بعدش هم می رفتم دنبال مدارک المثنی و می گفتم مدارکم گم شده. دردسر اینو می کشیدم، ولی اجازه نمی دادم همچون بیشعوری بهم توهین کنه.

چقدر قشنگ ملت رو به جون هم میندازن و نفع می برن.

در مورد عصبانیت تو رانندگی هم فکر نکنم کسی به پای من برسه. انصافا خیلی اوضاعم خراب بود. الان خیلی بهتر شدم. علتش هم خوندن دو تا کتاب بود. «بیشعوری» و «آخرین راز شاد زیستن». توصیه می کنم حتما بخونید، خیلی تاثیر دارن.

من خودم ۲-۳ سال پیش ۳۰ تومن دیه دادم که داستانش مفصله. واسه همین نتونستم خونمو عوض کنم. همون ۳۰ تومن سال گذشته برام شد ۲۰۰ تومن. هیچ وقت موقع رانندگی با کسی درگیر نشید. واقعا نمی دونیم طرفمون کیه و چه کارست. عواقبش بسیار بده. همیشه هم با پول تموم نمیشه.

پسند شده توسط 9 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !


ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید


ورود به حساب کاربری