بایگانی شده

این موضوع بایگانی و قفل شده و دیگر امکان ارسال پاسخ نیست.

iran45.mehran

سرعت؟ لذت؟ به چه قيمت؟

82 ارسال در این موضوع قرار دارد

درود

من بعد از نوشتن مطلب تعقيب و گريز در جاده چالوس احساس كردم بايد اين تاپيك رو بنويسم

داري ميخندي و ميري فكر ميكني بهتريني از همه جلو ميزني دوستات برات سوت ميكشن

به نظرت همه راننده هاي ديگه دست و پا چلفتي ها درد سر سازن . ميخواي از دست اين

احمقها فرار كني و برسي به جايي كه خلوت باشه گاز ميدي و ميندازي توي لاين مخالف

پليس هم كه خبري نيست . از رو بروت يه ماشين كند كه توش يه خانواده دارن برميگردن

مياد .. تو ترمز ميكني ... ماشينت ميچرخه ... ميخواي به اين فكر كني كه در اينگونه موارد

يه راننده حرفه اي چيكار ميكنه كه يه ضربه شديد بهت وارد ميشه .

چشماتو باز ميكني ... مردم دور و برت جم شدن ... دوستت رو ميبني كه ديگه نميخنده

سرش له شده و چشماش باز مونده .. يكي ديگشون صداي فريادش مياد . از دور تر صداي

ناله زن و بچه مياد . ماشينت ، مايه افتخارت تبديل شده به يه غول مرگبار متلاشي و از كار

افتاده . پليس مياد ... اينجا ايرانه از آمبولانس خبري نيست . يه پتو ميندازن روي دوستت

راننده هاي دست و پا چلفتي دور و بر دوستت كه پولدار هم بود سكه و 100 تومني ميريزن

ميخواي يه چيزي بگي ... سرت گيج ميره ... ميخواي گريه كني ... بالاي سرت مردم رو

ميبيني كه سرشون رو ... ميدن و بعد ميخوابي ... چشماتو باز ميكني ... همه جا سفيده

.. خانوادت با ناراحتي دور و برتن ... تازه معني درد رو تجربه ميكني و ناله ميكني ... نميتوني

غذا بخوري ... چشمات درست نميبينن ... چند روز درد ميكشي ... سراغ دوستت رو ميگيري

مرده . توي اون تصادف شش نفر مردن .... تو اونا رو كشتي ...

از خودت بدت مياد ... حالا بايد ديه بدي ... بيمه 60 ميليون ماباالتفاوت ميخواد ... ماشينتو

3 ميليون ميخرن ... ميمونه 57 ميليون ... به زندان فكر ميكني و خودت رو توي لباس زندان

ميبيني ... بابات قرض ميكنه ... مامانت طلاهاش رو ميفروشه ... خواهرت ... برادرت.. هنوز

40 ميليون ديگه مونده ... تو خونه همه يه جوري نگات ميكنن ... بابات خونه رو ميفروشه ..

و پول رو ميده ... وقتي ميرين دادگاه و حكم ميدن كه برين سندتون رو آزاد كنيد به موهاي

پدرت كه اطراف شقيقه سفيد شدن فكر ميكني ... به مادر دوستت كه زجه ميزد و بچه اش

رو از تو ميخواست ... به تنها دختر بازمانده از خانواده ماشين مقابل كه به چشماش نگاه

ميكردي ... به 1 دقيقه قبل از تصادف كه تصميم گرفتي از خط ممتد سبقت بگيري و اين

كه اگه اون فرمون رو نميپيچوندي و اگه چند ثانيه صبر ميكردي ...

حالا 10 سال گذشته با همسرت و دختر كوچولوت دارين ميرين شمال ... وقتي به نقطه

تصادف ده سال پيشت ميرسي براي هزارمين بار به اون سال و فشارهايي كه متحمل

شدي فكر ميكني ... تو فكري كه ماشيني رو ميبيني كه با عصبانيت پشتت چند تا چراغ

و بوق ميزنه و بعد از كنارت از رو خط ممتد سبقت ميگيره ... وقتي از كنارت رد ميشن

چهار تا جوون رو ميبيني كه مثل يه راننده دست و پا چلفتي بهت نگاه ميكنن و ميرن .

بدترين راننده قانونمند در شهر بسيار بهتر از بهترين راننده قانون شكن رانندگي ميكند .

منبع: تيونينگ تاك

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام مهران جون خیلی عالی بود.rose.gifrose.gifrose.gif

دوستان ما همه جوانیم و عاشق سرعت.اگه به فکر خودمون نیستیم بیاییم به فکره خانواده هامون باشیم.yaftam.gif

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
سلام مهران جون خیلی عالی بود.rose.gifrose.gifrose.gif

دوستان ما همه جوانیم و عاشق سرعت.اگه به فکر خودمون نیستیم بیاییم به فکره خانواده هامون باشیم.yaftam.gif

سلام آقا حسام

اين متن بسيار بسيار براي من و خانوادم تاثير گذار بود.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درود به شرف تو و همه اونایی که این مطلب و خوندن و تصمیم دارن فکر کنن واقعا تصادف داشتن و حالا مار گزیده هستند و میخوان قانونمند برونن. بخدا پیر مرد نیستم، 15 سالگی پشت فرمون بودم تو محوطه شهرک صنعتی، از 18 هم ماشین داشتم، سالی 3 4بار هم سفر بالای 5000 کیلومتر میرم، اولین سفری که رفتیم، پدرم اجازه داد یه قسمتی رو من رانندگی کنم، تو جاده سبزوار مشهد، دیدم یه جوونی کنار خانومش که امداد داره روشو با پارچه سفید میپوشونه ایستاده... هندیش نکنم، تا همین الان که 24 سالم شده (پریروز شد :) ) خداوکیلی اگر یه بار سبقت یا سرعت داشته باشم، هزار بارم پیست ثامن رانندگی کردم و حس هیجانم و سرعت و ... ارضا کردم.

دوست عزیز بجای ریس تو خیابون اگر راست میگی خوب برو پیست، یا حداقل قرار بذارین تو شهر خودتون یه بلوار و با تابلو مشخص کنین خلوت باشه درگ کنین، به خدا خانواده های دیگه گناهی ندارن

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
درود به شرف تو و همه اونایی که این مطلب و خوندن و تصمیم دارن فکر کنن واقعا تصادف داشتن و حالا مار گزیده هستند و میخوان قانونمند برونن. بخدا پیر مرد نیستم، 15 سالگی پشت فرمون بودم تو محوطه شهرک صنعتی، از 18 هم ماشین داشتم، سالی 3 4بار هم سفر بالای 5000 کیلومتر میرم، اولین سفری که رفتیم، پدرم اجازه داد یه قسمتی رو من رانندگی کنم، تو جاده سبزوار مشهد، دیدم یه جوونی کنار خانومش که امداد داره روشو با پارچه سفید میپوشونه ایستاده... هندیش نکنم، تا همین الان که 24 سالم شده (پریروز شد :) ) خداوکیلی اگر یه بار سبقت یا سرعت داشته باشم، هزار بارم پیست ثامن رانندگی کردم و حس هیجانم و سرعت و ... ارضا کردم.

دوست عزیز بجای ریس تو خیابون اگر راست میگی خوب برو پیست، یا حداقل قرار بذارین تو شهر خودتون یه بلوار و با تابلو مشخص کنین خلوت باشه درگ کنین، به خدا خانواده های دیگه گناهی ندارن

cry.gifcry0.gif

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بسیار عالی بود.

فرقی هم نمیکنه ماشینت چی باشه.

من با سانتافه چپ کردم.(160 سرعت)

حالا 206.

با سرعت مطمئنه رانندگی کنید.

بزارید بگن دست و پا چلفتی.

سرعت نشد مردی.

عشق است که برگردی.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

salam.gifواقعا همه ي اينها جز از 5 دقيقه زود رسيدن هيچ چيز خوبي نداره

من چن وقت پيش يه جاده رو صبح رفتم و ظهر اومدم

تو حالت طبيعي اين جاده يكساعت و 10 دقيقه وقت ميبرد

برا رفتن يك ساعت و 15 دقيقه تو راه بودم كه سرعتم تو جاهايي كه سبقت ميگرفتم يا مسير آزاد ميشد حداكثر به 135 ميرسيد

مسير رو تو يه ساعت و ده دقيقه رفتم

برا برگشتم سعي كردم به سريعترين وجه ممكن بيام ببينم واقعا ميصرفه يا نه ( صرفا به خاطر همين مسئله بود )

سرعتم تو كل مسير از 110 به ندرت پايين ميومد ولي تا 175 هم ميرسيد

تفاوتش با موقع رفتن تو اين بود :

- 11 دقيقه زودتر رسيدم

- پليس يه بار نگرم داشت و نزديك بود اولين قبض جريمه ي زندگيم رو دريافت كنم كه پليس گذشت كرد

- سرعت پايين اومدن آمپر بنزين به حدي بود كه ميشد ديد كه چطور پايين مياد

- دوتا موقعيت 50٪ تصادف از بيخ گوشم گذشت كه اگه بگم تقصير جاده و راننده هاي ديگه بود اما از سرعت بالاي من نميشه گذشت

- يه ظرف تو صندوق عقب بود كه بخاطر يه دست انداز شكست

- از فشارهاي عصبي ناشي از هيجان و سرعت و دو لحظه ي خطرناك كه به خودم و اطرافيان وارد ميشد هم نميشه گذشت

در حالي كه برا رفتن با خيال راحت رفتم و كسي هم غر نزد بهم

(يه ماشين چپ شده هم تو مسير رفت و هم تو برگشت جلوي چشمم بود و هنوز جمعش نكرده بودن

صاحبشم روش نشسته بود تو اون گرما )

به نظر شما ارزشش رو داره؟؟؟

خلي فك كردم

اما امنيت و آسايش تو سفر ارزش به خطر افتادن نداره اونم فقط به خاطر سرعت زياد يا احساس غرور و حتي زودتر رسيدن

ببخشيد كه روده درازي كردم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سرعت؟ به چه قيمت؟

به قیمت از دست رفتن . به قیمت مرگ . به قیمت خسارت . به قیمت زندان .

به قیمت تباه شدن . به قیمت دیه . به قیمت نقص عضو . به قیمت ..........

هر کی سرعت بره با من طرفه Aha.gifAha.gifAha.gifAha.gifAha.gifAha.gif

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

جالب بود پس همیشه عادی رانندگی کنید.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

جاده فوق العاده لذت بخشه، آرامش بخشه، میتونی با آرامش خودت و خانوادت، با یه موسیقی مورد سلیقت، لذت ببری!!!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر