aidin1384

معرفی برندهای معروف ابزار دستی و اچارهای قدیمی و نمایش ابزار الات قدیمی واصلی

217 ارسال در این موضوع قرار دارد

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته

تبارک الله برادر با این قلم رسا و معلومات و کلکسیون  بینطیر

فی النفسه لذت بردیم 

نمونه ایران و ترکیه و امارات و کره شمالی و جنوبی

و دیگر کشور های توتالیتر

از این مارک هم دو سر تخت دو شماره دارم . 10/11 و 12/13

.................................

اینهایی که قول داده بودم

http://uupload.ir/files/a32a_axopf0ua.1.jpg[/IMG]

 

noau_axopf0ua.2.jpg

 

iplf_axopf0ua.jpg

 

تعداد 17/ 18 تا آچار قدیمی کروم وانادیوم نو که خیلی دنبال مارک ابزاران بودم و شماره هایی که نداشتم تا 32 جور شد

اگر دقت کنید یه تعداد شماره اضافی هستش که مازاد بر نیاز تکراری بود که 200 فروش رفت

خدایی یدونه آچار چینی سایز بالا زیر 60 دیگه پیدا نمیشه 

عکس از آچارهام هم میذارم

پسند شده توسط 4 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در 1398/03/18, 23:25:34، محمد. م گفته است :

سلام به دوستان عزیز.

آیدین جان یه موضوعی رو خیلی وقت پیش میخواستم بگم حقیقتش این دست اون دست میکردم که بهانه اش جور بشه آف تاپیک نباشه. بهانه اش هم تو این چند روز تعطیلی و دیدن یکی از آشناها جور شد!

قبلش ناچارم یه مختصری  گریز به تاریخ بزنم.

دوستان علاقمند مفصلش رو میتونن خودشون مطالعه کنن.

عرض شود بعد از جنگ جهانی دوم که هیتلر خاک به سر خودش و دنیا کرد!٬، و کشورهای درگیر در جنگ با هیلتر که شوروی سابق و انگلیس و آمریکا و فرانسه بودن، آلمان رو شکست دادن، در تاریخ ۱۷ جولای تا ۲ آگوست ۱۹۴۵ و طی کنفرانس پتسدام (شهری در شرق آلمان)،٬ آلمان بی قید و شرط تسلیم میشه و تحت اشغال ۴ کشور گفته شده قرار میگیره. اتحاد جماهیر شوروی شرق آلمان رو، انگلیس شمال غربی، فرانسه جنوب غربی و آمریکا جنوب شرقی آلمان رو تحت اشغال خودشون میگیرن و امور آلمانی ها رو تو حیطه تحت کنترل خودشون رتق و فتق میکنن. در یک تقسیم بندی کلی تر، آلمان به دو نیمه شرقی تحت اشغال شوروی و نیمه غربی تحت اشغال سه قوای دیگه تقسیم میشه. اشغال آلمان، سرآغاز دوران جنگ سرد بین شوروی و آمریکا میشه. یعنی سال ۱۹۴۵.

آلمان شرقی رو جمهوری دموکراتیک آلمان یا به صورت مخفف GDR میگفتن که‌مخفف German Democratic Republic بود که DDR هم میگفتن چون معادلش به آلمانی Deutsche Demokratische Republik بود.

آلمان شرقی تحت نفوذ کمونیسم شوروی بود با عقاید سوسیالیستی خاص خودش و با شعار «کارگران جهان متحد شوید!»  و تفکرات کمونیستی و اینکه همه‌چیز در حاکمیت و‌ کنترل دولت هست و مالکیت خصوصی مفهوم چندانی نداره بهش غالب بود. در مقابل در آلمان غربی اقتصاد رقابتی و آزاد و مالکیت خصوصی بر بیشتر صنایع حاکمیت داشت و لیبرال بودن.

به خاطر جنگ سرد و رقابت های بلوک شرق و غرب، یه دیوار بین دو آلمان کشیده بودن که به دیوار برلین شهرت داشت. این دیوار سر جاش بود تا اینکه در سال ۱۹۸۹ توسط آلمانی ها فرو ریخته شد و آلمان متحد شد و به صورت یکپارچه در اومد و شوروی هم که از هم فروپاشید و رفت دنبال کارش!

دو آلمان شرقی و غربی تو همه چیز تفاوتهای فاحشی داشتند، رفاه، صنعت، تغذیه، پیشرفت، بهداشت، آزادی و خیلی چیز های دیگه و در حقیقت در همه چیز. همین باعث شده بود مردم به دنبال فرار از آلمان شرقی به غربی باشن و از دیوار برلین رد بشن که خب اونایی که موفق نمیشدن کشته یا شکنجه میشدن و به زندان میرفتن. اونایی که موفق میشدن هم‌ که از شر کمونیست ها و‌ عقاید‌مسخره شون نجات پیدا میکردن.

تنها تفاوتی که باعث این همه تفاوت دیگر میشد، تفاوت سیاستمداران حاکم‌ و تصمیم گیر و وجود یا عدم وجود دخالتهای کلان دولتی و وجود یا عدم وجود اقتصاد و روابط آزاد اقتصادی بین دو نیمه آلمان بود. در حقیقت تفاوت طرز تفکر حاکمین.

نیمه شرقی در جا مانده و‌ رو به پس رفت و نیمه غربی روز به روز در حال پیشرفت.

شاید همتون از  کیفیت پایین و استایل و طراحی وحشتناک محصولات آلمان شرقی چیزی شنیده باشید که خب البته بی ربط نیست ولی مختصری  اغراق هم توش هست.

به عنوان یه نمونه بارز، از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۸۹، یعنی طی ۴۴ سال، کم نیستا ۴۴ ساله!!٬، تنها ماشینی که در آلمان شرقی برای مردم در دسترس بود مدلی بود به نام ترابانت که مثلا دودر، استیشن و اینجوری داشت ولی از اساس هیچ فرقی نداشتن و حتی ظاهر متفاوتی هم نداشتن. یه ماشین با کیفیت پایین و طراحی تهوع آور! تو همون سال ۱۹۴۵، بنز هم در آلمان غربی تولید میشد ولی هر سال به روز و جدید و زیبا تر میشد.

این ها ترابانت آلمان شرقی هستن:

 

het0_1_thumb.jpg

0vom_2_thumb.jpg

2tbq_3_thumb.jpg

g04r_4_thumb.jpg

این هم مرسدس بنز وقتی با ترابانت شروع به تولید شدن:

 

n31l_5_thumb.jpg

anmp_6_thumb.jpg

 

این هم همون دو محصول در سال ۱۹۸۹ و پس از فروپاشی دیوار برلین بعد ۴۴ سال:

ببینید چقدر بنز جلو رفته ولی ترابانت همون لگنی که بوده مونده... یعنی با ایران خودرو‌ خودمون‌ مو نمیزنه!!...

3mpl_7_thumb.jpg

ust4_8_thumb.jpg

41mg_9_thumb.jpg

 

یک ملت، یک سرزمین، یک خاک و آب و هوا و.... اما دو نظام فکری متفاوت در سیاستمداران این همه نتیجه رو متفاوت می‌کنه. این اختلاف فقط در ماشین نبوده، در جای جای زندگی مردم آلمان شرقی همین وضعیت حاکم بوده...

الان من بدجور با مردم آلمان شرقی همزاد پنداری میکنم!!.. شما رو نمیدونم.... وقتی پراید، پژو و... رو دارن سالها بی تغییر اساسی فرو‌ میکنن تو‌ پاچه ملت...

بیشتر دیگه نمیگم... حالا آیدین جان شما ببین ما کجای دنیا ایستادیم...

حالا اینا رو گفتم تا شما رو با یه ابزار قدیمی و آنتیک از دیار آلمان شرقی آشنا کنم که آف تاپیک هم نشه!!

جعبه بکس ۲۶ پارچه اسمال کالدا Smalcalda که در شهر اشمال کالدن Schmalkalden آلمان شرقی تولید میشد. جالبه بدونید برخلاف آلمان غربی که توش چندین کارخانه تولید ابزار با مالکیت خصوصی و رقابت وجود داشته، تو آلمان شرقی تقریبا برای تولید هر چیز فقط یک کارخونه اونم دولتی وجود داشته و چون مرزش با دیگر جاها بسته بوده، هیچ رقابتی هم در کار نبوده. به هر حال این کارخونه با نام تجاری اسمال کالدا ابزار میزده و روش GDR یا برخی DDR،  کنار نام شرکت حک میشده.

این جعبه بکس سال ۱۹۷۲ تولید شده و مال یکی از آشناها هست.

 

k3vt_1_thumb.jpg

d71o_2_thumb.jpg

e00c_3_thumb.jpg

udyx_4_thumb.jpg

gd71_5_thumb.jpg

 

جغجغه این جعبه از جهت طراحی شبیه برخی جغحغه های الورا هست. یک جهته و با ساچمه استوانه ای.

عکس الورا رو هم گذاشتم برای مقایسه.

 

4jb9_6_thumb.jpg

dgnx_7_thumb.jpg

wkwm_soplo00783vniumk9r_thumb.jpg

orl0_soplo0083h42ok0epz_thumb.jpg

ed7_soplo009zcl65tb42j_thumb.jpg

 

لبه های این جعبه با یک تکه ورق مثلثی به صورت زبانه تقویت شده تا دو نیمه جعبه وقتی بسته شدن، روی هم نلغزن:

4qce_8_thumb.jpg

چیزی که در برخی معدود جعبه ها دیده میشه. البته برخی جعبه های الورا این تمهید رو در دو‌ نبش جلوی جعبه دارن. فکر کنم تو عکس هایی که آقا آیدین قبلاً گذاشتن باشه. الان درست یادم نیست.

یه نکته جالبی که تو این جعبه دیدم و هیچ نمونه مشابهی ندیدم این ابتکار رو انجام داده باشه این بود که روی شماره سوکت ها که به میلیمتر هست، هر جا که با اینچ آمریکا یا همون AF که مخفف American Fractional یا کسری آمریکایی هست یکی و معادل باشه، شماره اینچ رو زده، و حتی اگه شماره ای با اینچ انگلیس یا مقیاس ویتوورث Whitworth مطابقت داشته باشه، اون‌رو‌هم زیرش ذکر کرده.

شماره هایی هم که معادل اینچ ندارن، فقط همون میلیمترش رو‌ نوشته.

تو عکس ها دقت کنید...

u4ne_9_thumb.jpg

aik6_10_thumb.jpg

kr58_11_thumb.jpg

a3hb_12_thumb.jpg

 

یه مورد جالب دیگه اینکه توی سوکت، تو قسمتی که دسته جغجغه و اتصالات متصل میشن، شماره سوکت و درایوش حک شده.

مثلا اینجا زده 1.2 که درایوش هست و زده 12 که شماره سوکت یعنی 12 میلیمتر هست.

s41f_13_thumb.jpg

 

به هر جهت از لحاظ کیفیت شاید به بکس های آلمان غربی نرسه، ولی از کیفیت بدی هم برخوردار نیست. در حقیقت اینقدر که گفته میشه بد هستن، نیستن!

از همه اینها که بگذریم، حالا چه با کیفیت باشه چه بی کیفیت، ولی از جهت تاریخی و جنبه آنتیک بودن ارزشمند هست. خصوصا وقتی در نظر داشته باشیم که آلمان شرقی مراوده ای با دیگر نقاط نداشته و هر چی میزدن فقط خودشون مصرف میکردن! و این یعنی در بازار تجارت جهان وارد نمیشدن و بنابراین نمیتونید ابزارآلات آلمان شرقی رو به راحتی پیدا کنید.

به هر جهت امیدوارم سرنوشت صنعت کشور علی الخصوص خودرو، بیش از این به ترابانت خودش رو شبیه نکنه و به همتای غربیش، بنز نزدیک تر بشه!!

 

سلام محمد جان عزیز واقعا عالی بود داداش استفاده کردیم داداش 

این جعبه آلمان شرقیتو من یه نمونه دیده بودم ازش جقجقش به همین شکل بود ولی خیلی کهنه بود و سوکتها با انواع دیگه عوض شده بود نخریدم 

مشابه همین جعبه بکس رو تقلبیشم زیاد دیدم ولی جقجقه کاملا مبتدیه و داد میزنه حتی آلمان شرقی هم نیست 

در مورد خودرو ترابانت و مقایسه با ایران خودرو یک چیزی باید بگم که ما یه پله ام از ترابانت عقبتریم ترابانت بعد ۴۰ سال تغییری تو ساخته هاش ایجاد نشد ولی ایران خودرو سال به سال تولیداتش بی کیفیت میشه و رو به بی کیفیت شدن تغییر میکنه مثلا ۲۰۶ های زیر مدل ۸۵ با کیفیترن از ۸۵ تا ۸۹ و ۸۵_۸۹ از ۹۰-۹۱ با کیفیترن و حتی گاها امکانات بهتری ام دارن مجدد ۹۰_ ۹۱ هم با کیفیترن از ...

این پروسه برای تمام تولیدات از پیکان گرفته تا جی ال ایکس سمندو باقی محصولات وقف میکنه 

شرکت دیگه وطنی سایپا هم دقیقا همینه و بارزترین نمونه پراید که بعد نزدیک به ۲۵_ ۳۰ سال تنها تغییرش بی کیفیت شدن بوده

و چند تغییر جزیی دیگه که بتونه قانون محیط زیستی کشور دور بزنه و تولیدش متوقف نشه مثلا انژکتور شدن یا نصب کاتالیزور یا نصب ایربگ و ای بی اس اونم فقط به خاطر قوانین ایمنی وگرنه اگه این قوانین نبود هنوز هم کاربراتوری تولید میشد که البته اینم باید گفت همون کاربراتوری کره ای از انژکتور ما بهتر بود 

پسند شده توسط 5 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3iho_timephoto_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%

1mky_timephoto_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%

سلام دوستان 

دیروز خیلی اتفاقی و از روی شانس این اگهیو تو دیوار دیدم جعبه بکس لایت اصل ژاپن در حد گذاشته بود ۵۰۰ اگهیشم شهر ری بود دیدم حال ندارم تا اونجا برم ولی از روی عکس و صحبت با طرف فهمیدم چیز خوبیه و خریدم 

وقتی دستم رسید دیدم واقعا عالیه کیفیت غالبریزیش و ابکاریش عالیه رو تمام قطعات made in japan هک شده شش پرم هست 

محمد جانم که میگه خیلی خرکاره

حالا جالب اینه محمد که اینو میبینه زنگ میزنه به طرف تا ببینه اگه واقعا درسته به من بگه بخرم که طرف میگه فروختم که خداروشکر خودم خریده بودم

پسند شده توسط 4 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

jcgk_img_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%

7pls_img_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%

یه جعبه بکس دیگه ام دیشب دیدم  با مارک استورک ژاپن و روش پلاکت وزارت پشتیبانی نیروها مسلح بود با قیمت پایین ۵۰۰ تومن

به طرف زنگ زدم طرف گفت الان دم دستش نیست ازم خواست پول بریزم برام ارسال کنه بعد که دید قبول نکردم ازم خواست صد تومن بیانه بزنم اونم قبول نکردم گفتم داداش من خریدار واقعی صبح زنگ بزن بفرست 

صبح خودم زنگ زدم و خاموش بود که فکر کردم از این کلاه برداری است ولی بنده خدا زنگ خودش و با پیک فرستاد ۴۹۰ خریدم آکبنده ولی کمی جعبش خط داره تلق  پلاستیک نگهدارنشم خیلی کم جونه و ترکو شکستگی داره 

برعکس لایت که دیروز خریدم و نگهداریش عالیه ذخیمو عمری آدم لذت می بره میبینتش 

رو خود قطعاتم ژاپن نخورده ولی روی کارتن و کاتالوگ چسبیده روی درب مید این ژاپن داره 

این بکس رو من زیاد دیده بودم ۴۰ پا چه ۳/۸ اینچو میلیمترش هم  پره همیشه ام به اصالتش شک داشتم ولی تو اگهیا قیمتشو خیلی بالا میزنم همیشه 

محمد جانم که میگه اصالت و کیفیت ژاپن رو نداره این بکسها و احتمالا فیکه 

ولی طالب زیاد داره و قیمتشم بالاست یکی تو دیوار آگهی کرده همین الان ۱.۲۰۰ تازه از اصفهان میفرسته 

خلاصه بعد  بکسهای آلمانی که خیلیاشم مفت دادم رفت کلی الورا جعبه مشکی و دو تا هیکو آکبند اینچ و میلیمتر که گل جعبه بکسام بود و همیشه چشم دنبالشونه 

حالا توی این گرونی این جعبه بکسهای ژاپنیرم که معلوم نیست اصل باشه ام با زور همینارم میشه گیر آورد و خرید 

تو حسن آباد جعبه بکس چینی ۵۰۰ و تایوانی ۷۰۰-۸۰۰ تا ۱ ملیون قیمت میدن

 

پسند شده توسط 3 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 2 دقیقه قبل، aidin1384 گفته است :

jcgk_img_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%

7pls_img_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%

یه جعبه بکس دیگه ام دیشب دیدم  با مارک استورک ژاپن و روش پلاکت وزارت پشتیبانی نیروها مسلح بود با قیمت پایین ۵۰۰ تومن

به طرف زنگ زدم طرف گفت الان دم دستش نیست ازم خواست پول بریزم برام ارسال کنه بعد که دید قبول نکردم ازم خواست صد تومن بیانه بزنم اونم قبول نکردم گفتم داداش من خریدار واقعی صبح زنگ بزن بفرست 

صبح خودم زنگ زدم و خاموش بود که فکر کردم از این کلاه برداری است ولی بنده خدا زنگ خودش و با پیک فرستاد ۴۹۰ خریدم آکبنده ولی کمی جعبش خط داره تلق  پلاستیک نگهدارنشم خیلی کم جونه و ترکو شکستگی داره 

برعکس لایت که دیروز خریدم و نگهداریش عالیه ذخیمو عمری آدم لذت می بره میبینتش 

رو خود قطعاتم ژاپن نخورده ولی روی کارتن و کاتالوگ چسبیده روی درب مید این ژاپن داره 

این بکس رو من زیاد دیده بودم ۴۰ پا چه ۳/۸ اینچو میلیمترش هم  پره همیشه ام به اصالتش شک داشتم ولی تو اگهیا قیمتشو خیلی بالا میزنم همیشه 

محمد جانم که میگه اصالت و کیفیت ژاپن رو نداره این بکسها و احتمالا فیکه 

ولی طالب زیاد داره و قیمتشم بالاست یکی تو دیوار آگهی کرده همین الان ۱.۲۰۰ تازه از اصفهان میفرسته 

خلاصه بعد  بکسهای آلمانی که خیلیاشم مفت دادم رفت کلی الورا جعبه مشکی و دو تا هیکو آکبند اینچ و میلیمتر که گل جعبه بکسام بود و همیشه چشم دنبالشونه 

حالا توی این گرونی این جعبه بکسهای ژاپنیرم که معلوم نیست اصل باشه ام با زور همینارم میشه گیر آورد و خرید 

تو حسن آباد جعبه بکس چینی ۵۰۰ و تایوانی ۷۰۰-۸۰۰ تا ۱ ملیون قیمت میدن

 

تو دیوار دو سه مورد خوب بود ببین

پسند شده توسط 3 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 35 دقیقه قبل، 308 گفته است :

تو دیوار دو سه مورد خوب بود ببین

https://esam.ir/item/16006999/جعبه-بُکس-gedore-rahsol-آلمان

والا تو ایسام هم دیدم چند مورد ولی قیمتها بالاست و قدرت خرید ما محدود به قولی 

دست ما کوتاه و خرما بر نخیل

پسند شده توسط 4 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام به همه دوستان

آقا احسان، آقا آیدین، قابلی نداشت. مطلب خاصی نبود، لطف دارید.

احسان جان داداش مبارک باشه. زیر خاکی جور کردی. تبریک میگم.

راستی اون دو تا آچاری که گفتید اگر ممکن بود عکسشون رو بذارید. اسمال کالدا رو میگم.

یه چند تا جنس ازش دیدم. شاید جالب باشه:

fqn5_60065866_334405407274761_8215259326

wvth_werkzeuge_aus_dem_werkzeugkombinat_

1ndq_img_20190612_121235_thumb.jpg

rrak_img_20190612_121254_thumb.jpg

tglv_img_20190612_121326_thumb.jpg

i5ht_img_20190612_125112_thumb.jpg

 

راست میگی آقا آیدین، ترابانت در جا زد، ولی  ایران خودرو تو کیفیت دنده عقب گرفته تخت گاز هم داره میره!!😂😂😂😂 قیمت ها رو هم با دنده ۵ میره جلو!

جعبه بکس های جدید هم مبارکتون باشه. خوب هستن. ولی اون لایت رو شخصاً دیدم چجوری باهاش تا کردن و‌ چجوری دوام آورده. به شدت بهش ایمان دارم.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در 1397/10/05, 22:40:03، aidin1384 گفته است :

vvug_img_20181226_204601%5B1%5D.jpg

سلام دوستان امروز یه جعبه بکس ابزار مهدی خریدم خداییش وقتی پیش با جعبه بکسهای المانی سوئدی ژاپنی رومانیایی امریکایی که تا حالا داشتم مقایسه میکنم چیزی کم نداره 

پلاستیک نگه دارنده محکم و عالی بر اساس تلقهای نگه دارنده چینی که حتی وقتی نو ان شیکستن و بعد یه مدت از بین میرن 

جقجقه یک طرفس که این نوع جقجقه ها عمر بالایی دارن ولی حسنی که نسبت به جقجقه های یک طرفه المانی الورا و هیکو داره اینه که اون شفت داخلش در نمیاد راحت میتونی فشار بدی از طرف دیگه در بیاد و بعد سوکت رو جا بزنی و در بیاری ولی شفت جقجقه های المانی در میاد و همین باعث میشه گاهی اوقات میخوای سری بکس رو در بیاری شفت جقجقه تو سری بمونه و در بیاد و در اوردنش از تو سری بکس سخته و جلوی سرعت عمل تعمیرکارو میگیره 

سریهای 12 پر فقط بکسهای اصل و با کیفیت بالا سریهاشونو 12 پر میزنن چون باید الیاژ خوب و قوی داشته باشه که سالیان دراز توی مشاغل سخت دووم بیاره و اینکه ابزار مهدی سریهاشو 12 پر ساخته نشون میده به کیفیت و الیاژش ایمان داشته وگرنه بکسهای چینی تمام 6 پر هستن چون اگر بکس 6 پر چینی بتونه 1 سال تو کار دووم بیاره و لبه هاش نشکنه اگه 12 پر تولید کنن 1 یا 2 ماهم دووم نمیاره و لبه هاش گرد میشه و پیچهارم خراب میکنه و رد میکنه

20 عدد سری از شماره 9 تا 32 داره اکثر بکسهای 1/2 18 سری دارن از 10 تا 32 یا 8 تا 32 و بعضی شماره های کم کاربرد رو ندارن 

جعبه اهنی قرمز رنگ بسیار مقاوم و محکم با قفلهای گیره ای که نام مهدی تولز روش بزرگ برجسته شده 

من تا حالا جعبه بکس ابزار مهدیو از نزدیک ندیده بودم هر کی قدیم خریده نگه میداره برای خودش نام ابزار مهدیو هممون در گدشته تو تبلیغهای تلویزیون یادمونه که میگفتن ابزار مهدی معرف ابزار مهدی چند وقت پیش یه بکس المانی داشتم میفروختم طرف ورداشته بود یه ادم خبره اورده بود که ببینه این اصله یا تقلبی جعبه بکسم برده بودیم تو شرکتشون یهو یکی از همکاراش اومدو به شوخی  گفت بابا این المانی نیست همین ابزار مهدی خودمونه بعد اون ابزار شناس خبره بهش گفت ابزار مهدی از المانی ام بهتره دیگه گیر نمیاد اگه باشه از المانی ام گرونتره و این برا من جای تعجب داشت چند وقت بعد یه مکانیک دیدم چون من به بکساشون توجه میکنم دیدم رو سریها نوشته مهدی تولز گفتم اینا چیه و از کی داری گفت 12 ساله دارم تو مکانیکی باهاش کار میکنم اخ نگفته فقط میگفت چنتاشو گم کرده 

خلاصه خیلی برام جالب بود تولید داخلی داریم تو ابزار دستی که انقدر با کیفیته ولی صد افسوس ابزار مهدی ام داره به سر نوشت ازمایش و پارس خزرو بقیه برندها داخلی دچار میشه 

راستی سرگذشت بنیان گذار ابزار مهدیو خوندم تو یه سایت که نامش محمد مهدی مظلومی معروف به اقای اچار هست کمی طولانیه ولی براتون کپی میکنم حتما بخونید خیلی زیبا و شیرین و اخرش که میبینیم این برند داره ورشکست میشه تلخ میشه

دوستان این زندگی اقای اچار مهدی مظلومیه که از سایت خبر انلاین کپی کردم بسیار اموزندس حتما بخونید هر کشوری یه نامی داره مثل ایتالیا فراری المان بوش و بنز و ژاپن سوزوکیو هندا که نام موسسان این شرکتها تا ابد روشونه

ایکاش میشد برند ابزار مهدیم همیشگی میشد و تو دنیا معروف با نام مهدی مظلومی

https://www.khabaronline.ir/news/149590/آقای-آچار-نگاهی-به-زندگی-و-کار-بنیان-گذار-ابزار-مهدی

امروز می خواهیم داستان زندگی مردی را بنویسیم که بزرگ ترین شرکت تولید کننده ابزارآلات ایران را بنیان گذاشته است.مردی که به افتخارنام بزرگش، شرکتش را "ابزار مهدی" نام گذاشته است.او "محمد مهدی مظلومیان" نام دارد.

محمد طاهری:

هرچند ممکن است خیلی ها اهل آچاردست گرفتن وپیچ سفت کردن نباشند اما برای یک بارهم که شده، انبردست، دست گرفته اند تا میخی از تخته بکشند یا مفتولی را خم کنند.حتی اگرهرگز دست به چنین کارهای فنی وتکنیکالی هم نزده باشند،لا اقل یک بارهم که شده،در صف تاکسی یا اتوبوس،به تابلوی قدیمی ورنگ ورورفته انتهای خیابان کریم خان زند نگاه کرده اید.یا ممکن است در مسیر رفت وبرگشت جاده خراسان،جایی نزدیک شهر دامغان،روی کوه کوچکی که از دوطرف جاده قابل رؤیت است،این نام را که روی کوه حک کرده اند خوانده باشید" ابزارمهدی".

امروز می خواهیم داستان زندگی مردی را بنویسیم که بزرگ ترین شرکت تولید کننده ابزارآلات ایران را بنیان گذاشته است.مردی که به افتخارنام بزرگش، شرکتش را "ابزار مهدی" نام گذاشته است.او "محمد مهدی مظلومیان" نام دارد.

 

دامغان زاده ای در تهران
محمد مهدی مظلومیان  در خانواده ای که 7 عضو داشت کوچکترین عضو خانواده بود.او در سال 1322 درشهر دامغان به دنیا آمد.پدرش مالک بود وخانواده اش در زمره خانواده های متوسط دامغان قرار داشت.او درس دوره ابتدایی اش را در شهر دامغان گذراند و درحالی که 14 ساله بود، همراه بردارانش به تهران سفرکرد.محمد مهدی مظلومیان که دوران ابتدایی اش دانش آموز کوشایی نبود، با آمدن به تهران و قرار گرفتن در فضای رقابتی پایتخت، بر تلاش اش افزود واوضاع درسی اش را متحول کرد.به این ترتیب،دوره متوسطه را دردبیرستان امیرکبیر واقع در خیابان ناصرخسرو که روبه روی دارالفنون قرار داشت، به اتمام رساند وپس ازآن، به عنوان سرباز سپاه بهداشت مجبور به گذراندن دوران سربازی شد. بلافاصله پس از اتمام سربازی در سال 1346 وارد مدرسه عالی شد و دوره لیسانس زبان انگلیسی را پشت سرگذاشت و در سال 1350 فارغ التحصیل شد.

 

آغازتجارت
پس ازپایان دوران سربازی در سال 1346 کار تجارت محمد مهدی مظلومیان آغازشد. او پس ازآن، وارد کار تجارت شد که برادرش مدتی ،مشغول واردات ابزار بود. درسن 26 سالگی ازدواج کرد.یعنی چهارسال پس ازاین که  کار وتجارت را آغاز کرده بود. اوکار درس وتجارت را همزمان به پیش می برد ودرهمین دوران بود که کارت بازرگانی گرفت ودر دومین سال حضور در دانشگاه، موفق شد کارت تجارت نیز بگیرد.او درس زبان انگلیسی می خواند.درسی که برای او می توانست ابزار مناسبی در تجارت وبازرگانی باشد.همه دارایی های او در ابتدای تجارت، چیزی حدود 200 هزار تومان بود ونخستین محموله ابزارآلاتی که وارد کرد، 5 هزار دلار ارزش داشت.


اگرچه ازآن روزها چیزی حدود 40سال می گذرد اما مظلومیان به خوبی به یاد دارد که نخستین بار چگونه پا به عرصه تجارت گذاشت.او می گوید" اولین حساب اعتباری که باز کردم 3000 فرانک بود که هر فرانک در آن زمان 21 قران ارزش داشت. اولین جنسی که وارد کردیم سنگ‌های جرقه زن بود. شکوفایی تجارت ما از سال 1350 شروع شد که اوضاع و احوال پولی مملکت به علت گران شدن دلار خیلی نابسامان بود".


نقش برادر بزرگ
 محمد مهدی که کوچک ترین عضو خانواده اش بود، به اتکای بزرگ ترین برادرش،کار وتجارت را آغاز کرد وبعدها در تشکیل خانواده هم به برادر بزرگ اتکا کرد.او هرچند سعی می کرد درزندگی وکار،کمتر زیر سایه برادر قرار گیرد اما هرآن چه داشت را مدیون برادر می دانست بنابراین او را به شدت تکریم می کرد.بردارش در ابتدا،کارمند یک شرکت بازرگانی بود وزمانی که راه وچاه تجارت را دراین شرکت آموخت، کاری مستقل آغازکرد.او  تاجر ابزارآلات بود ومحمد مهدی، نخستین بار، کارتجارت را با مشورت او آغاز کرد.


تجارت کتاب
محمد مهدی مظلومیان، کارش را با خریدن "کتاب تجارت ژاپن" آغاز کرد که راهنمایی، برای خریدن ابزارآلات ژاپنی محسوب می شد . او درشکلی گسترده با ژاپنی ها مکاتبه می کرد:" پنج شنبه و جمعه 200 نامه می نوشتم و صبح شنبه پست می کردم و تا برگشت جواب نامه 20 روز طول می کشید، کاتالوگ هایی را که برایم می فرستادند می دیدم و بعد با آنها وارد مذاکره می شدم".


پس از دو سال به ژاپن رفت و با توجه به سابقه ای که از ژاپنی ها به دست آورده بود وتسلطی که به زبان انگلیسی داشت، با چند کارخانه وارد مذاکره شد.


محمد مهدی مظلومیان درمدت کوتاهی موفق شد با چند کارخانه معروف ژاپنی، قرارداد نمایندگی امضا کند اما به این دلیل که پول زیادی نداشت به تجار ایرانی قیمت ها را نشان می داد و از طرف ژاپنی ها 5 درصد  پورسانت می گرفت . بعد از مدت زمانی کوتاه، وضع مالی مظلومیان بهبود یافت واو توانست به طور مستقیم و مستقل وارد کار تجارت ابزارآلات با شرکت های ژاپنی شود.


مظلومیان می گوید" در سال‌های 1350 تا 1353 به صورت جدی به فکر احداث کارخانه تولید ابزار درایران افتادم. در همان دوران سفری به ژاپن داشتم، آن جا کارخانه ابزارسازی مدرن و شیکی دیدم که در بیابان بنا شده بود.گفتم چیزی که درایران زیاد است،بیابان است.چرا آبادش نکنیم؟"


مدتی بعد، کار مظلومیان گسترش بیشتری یافت به گونه ای که  پس ازکارخانجات ژاپنی، تجارت با کارخانه های آلمانی ، آمریکایی و ایتالیایی هم آغازشد .بازدیدهای پیاپی محمد مهدی مظلومیان از کارو تولید کشورهای صنعتی، فکر تاسیس کارخانه تولید ابزار آلات را در سال های آخر حکومت پهلوی  در ذهنش  کاملا جدی وعملیاتی کرد. یعنی زمانی که خون انقلابی گری در رگ ایرانیان به جوش آمده بود. اوبسیار تمایل داشت تا شرکت مورد علاقه اش را به ثبت برساند اما ناآرامی های پیش از انقلاب ودرگیری های پس ازآن،باعث شد این اقدام به تعویق افتد.

انقلاب به پیروزی رسید وشیوه اداره کشور دیگرگون شد.آن روزها فضا چپ زده ومخالف سرمایه گذاری بود.انقلابی ها مشغول تغییر گسترده رویه های حکومت داری بودند.شرکت ها درحال مصادره وملی شدن بود.بانک ها ادغام شدند وسرمایه داران از کشور خارج شدند.فضا برای سرمایه گذاری مساعد نشان نمی داد اما مظلومیان تصمیم خودش را گرفته بود.راه اندازی کارخانه ای برای تولید ابزارآلات.بنابراین حتی وقوع جنگ هم نتوانست مانع تصمیم او شود.


او دراین باره می گوید:"ایده راه اندازی کارخانه پیش ازانقلاب درذهنم شکل گرفته بود اما این مساله را راکد گذاشتیم تا کشور نظم بگیرد. تا سال 1360 با وجود اینکه در حال جنگ بودیم تصمیم خودم را گرفتم که تصمیمم را عملی کنم ". مظلومیان چه تصمیمی گرفته بود؟

 

تولد ابزار مهدی

در چنین فضای مبهمی که جنگ،خاک ناامیدی برآن پاشیده بود، محمد مهدی مظلومیان برای گرفتن طرح کارخانه به ایتالیا وسپس آلمان مسافرت کرد وایده راه اندازی کارخانه اش را شکل وشمایل تازه ای بخشید .چندماه طول کشید تا او ایده خامش را پخته وپخته تر کند. امکان سنجی ایجاد کارخانه،بررسی کشش بازار،امکان سنجی خرید مواد اولیه وده ها اگر وامای دیگر که مظلومیان باید پاسخ های مناسبی برای آنها پیدا می کرد.


او درمورد آن روزها می گوید: " پس از بازدیدهایی که از برخی کارخانه‌ها در آلمان و ایتالیا انجام دادیم و بررسی های لازم، در سال 1356 در خواست احداث کارخانه را به وزارت صنایع تحویل دادیم که پذیرفتند. در جریان‌ ارزیابی و اجرای طرح بودیم که انقلاب شد. گفتیم فعلا صبر کنیم ببینیم تکلیف مملکت چه می‌شود".

 

از زمانی که مهدی مظلومیان درخواست راه اندازی کارخانه را مطرح کرد تا سال 1360 واردات کالا فقط از کانال‌های دولتی امکان پذیر بود.دراین مدت،مظلومیان وخانواده اش از طریق فروش جنس های وارداتی اش به فعالیت هایش ادامه داد.اما پس ازآن به فکر اجرای ایده قدیمی اش افتاد.


انقلاب نظم ونسق گرفته بود، بنابراین بعید بود که مجوز صادر شده در حکومت شاه،مورد تایید مدیران وزارت صنایع جمهوری اسلامی قرار گیرد به این ترتیب، مظلومیان وخانواده اش کار را از ابتدا آغاز کردند.
او می گوید"  دیگر به دنبال احیای مجوز قبل از انقلاب نرفتیم زیرا همه چیز تغییر کرده بود و افراد و ساختارها به کلی عوض شده بودند. اوایل انقلاب سخت گیری ها زیاد بود و بعضی ها ما را تحقیر می‌کردند که شما از واردکنندگان قبل از انقلابید. الان جنگ است و شما به جای جنگ به فکر واردات هستید و..."

او زمانی که این خاطرات را بازگویی می کند،آه می کشد.مظلومیان ازسرسختی اش می گوید واراده ای که برای ساخت کارخانه داشته است.بنابراین روحیه اش را بازمی یابدو دوباره چرخ را گردش در می آورد؛" گفتیم بهترین زمان برای اجرایی کردن طرح احداث کارخانه همین الان است. فوری طرح خود را به وزارت صنایع تهران دادیم. گفتند خوب است.بروید استان سمنان برای اخذ مجوز نهایی ساخت".مظلومیان وخانواده اش به استان سمنان می روند وجایی دربیابان، کنار جاده معروف خراسان، سنگ بنای کارخانه را می گذارند.


آنها با اعتباری که برای تولید کننده ایتالیایی پیدا کرده اند،ظرف 11 ماه ماشین آلات مورد نیاز را وارد می کنند. 20 درصد بیعانه سفارش ساخت ماشین آلات می دهند و متعهد می شوند که بقیه پول را ظرف ماه های آینده بپردازند.


وب سایت شرکت ابزار مهدی، ماجرای خرید تکنولوژی شرکت را این گونه روایت می کند" مظلومیان با استفاده از تجارب و روابط خوب مدیریت با شرکت های سازنده ابزارآلات مبادرت به خرید تکنولوژی ساخت سری کامل ابزار آلات صنعتی و دستی از کارخانه فومازی ایتالیا کرد و به واسطه روابط خوب تجاری گذشته، طرف ایتالیایی بدون اخذ وجه ، تکنولوژی  مورد نیاز مظلومیان را به او واگذار کرد. این تکنولوژی حدود یک میلیون دلاربرآورد قیمت می شد.به این ترتیب، تکنولوژی پیش رفته ای همراه با ماشین آلات مدرن و منحصر به فرد ساخت انواع ابزار وقطعات یدکی صنایع خودروسازی در شرکت ابزارمهدی فراهم شد".


انتقال تکنولوژی

محمد مهدی مظلومیان در خاطراتش گفته" برای انتقال تکنولوژی هزینه‌ای برای پرداخت نکردیم. کارخانه ایتالیایی وضع مالی مناسبی نداشت بنابراین بابت انتقال تکنولوژی، از آنها میزان قابل توجهی جنس پیش خرید کردیم. به طور مثال در سال 1358 حدود 5/1میلیون دلار جنس از آنها خریدیم. بنابراین در عمل هزینه‌ای بابت انتقال تکنولوژی پرداخت نکردیم".


اما درمورد تلاش هایش برای محکم کردن پایه های شرکت،این خاطره را بازگو می کند" در سال 1362 که طرح توسعه ساختمانی را در کارخانه داشتم، معمار به من گفت: آقای مظلومیان فوندانسیونی که شما می‌خواهید سه لایه است، هزینه‌اش زیاد می‌شود، آخر چرا؟ گفتم: تو کارت را انجام بده، من می‌خواهم این کارخانه 300 سال عمر کند. خندید و رفت بیرون و به اطرافیان گفت: این مظلومیان خیال می‌کند 300 سال عمر می‌کند. روزی صدایش کردم و گفتم: آقای جهانیان! من آن 300 سال را برای خودم نگفتم. آدم خیلی عمر کند 80-70 سال است. من این بنا را برای مملکتم درست می‌کنم تا پایه و ستونی برای کشورم باشد".


سرانجام چرخ می چرخد

مظلومیان درنهایت، موفق می شود در شهریور 1361 کارخانه را با 76 نفر پرسنل ایرانی و 15 نفر ایتالیایی افتتاح کند.او می گوید" ظرف 11 ماه ما 3000 متر بنای تولیدی و یک دفتر اداری در دامغان ساختیم. در این مدت، به کارگران ساختمانی و مهندسان ایتالیایی گفته بودم که ما باید کارخانه را در شهریور 1361 افتتاح کنیم که مصادف با نیمه شعبان است". وهمان گونه که او می خواهد، ابزارمهدی در نیمه شعبان افتتاح می شود.

 

 نخستین تولیدات

کارخانه ابزارمهدی ازهمان ابتدا قابلیت  ساخت شش قلم کالا شامل انبردست، سیم‌چین، دم‌باریک، گازانبر، قیچی باغبانی و سیم لخت کن را داشت وبه همین شکل،این محصولات را روانه بازار می کند.بعدها ابزار مهدی دچار تحولات گسترده در ساختار می شود از جمله این از مسئولیت محدود به سهامی خاص و از سهامی خاص به سهامی عام تغییر می یابد ودرسال 1372 به منظور تولید انواع ابزار آلات و آچار آلات با ظرفیت اسمی ۱۵۰۰ تن در سال ،ازوزارت صنایع مجوز می گیرد.بعدها درسال 1377،بازهم ابزار مهدی دچار اصلاحات می شود. یعنی برای  تولید قطعات خودرو با ظرفیت ۵۵۰ تن در سال از وزارت صنایع مجوز دریافت می کند. وسه سال بعد موفق می شود، خط تولید انواع آچار بکس را نیز راه اندازی کند. نکته قابل توجه این است که ابزار مهدی که زمانی متصدیان آن،وارد کننده ابزارآلات ایتالیایی بودند،بعدها موفق می شوند محصولات خود را به کشورهای اروپایی از جمله ایتالیا وسوئیس صادرکنند.شرکت تولیدی ابزار مهدی گذشته از تولید محصولات سنتی اش ، تامین کننده قطعات و ابزارآلات برای کلیه کارخانجات تولید کننده وسائط نقلیه سبک و سنگین است و می تواند هر گونه قطعات را از فورج ۱۰۰ الی ۳۰۰ گرم ، با استفاده از ماشین آلات مدرن فورج گرم تولید کند.


خاطره صادرات

مظلومیان، از صادرات به صورت خاطره ای مبهم یاد می کند ومی گوید" ما زمانی صادرات خوبی داشتیم. تا پیش از 11 سپتامبر 2001 حدود 900هزار دلار به اروپا کالا صادر می کردیم. محصولات را بسته بندی می کردیم، لای زرورق می‌پیچیدیم و به شرکت ایتالیایی می‌فرستادیم. بعد او اگر می‌خواست دسته اش را عوض می‌کرد یا بسته بندی اش را تغییر می‌داد و روی آن می‌نوشت:.Made In Italy ما انبردستمان را 5/3 دلار به ایتالیا می‌فروختیم و او آن را 11 دلار با مارک خود به بازار می‌فرستاد. اما بعد از 11 سپتامبر ایران را محدود کردند. از طرفی بازار چین هم در حال رونق بود و همه (اروپایی‌ها) به سوی چین هجوم آوردند. آنها همان محصول را با مبلغ 5/1 دلار از چین تهیه می‌کنند. آن محصول بی کیفیتی که از چینی‌ها در بازار ایران می‌بینیم، محصول 60 سنتی آنهاست؛ در حالی که چین ابزارهای باکیفیتی نیز تولید می‌کند که قیمت بالاتری دارد"


محصولات فعلی

درحال حاضرسودآوری عمده شرکت ابزار مهدی از بخش بازار و فروش مغازه‌ های سطح شهراست. با اصلاح ساختاری که صورت گرفته، این شرکت می تواند محصولاتش را وارد رقابت با محصولات چینی کند اما آن گونه که مظلومیان می گوید" خودروسازان هر روز قیمت را کاهش می‌دهند. برای مثال کیف ابزار پژو قبلا 7900 تومان بود ولی درحال حاضر آن را 4000 تومان کرده‌اند که قدرمسلم از کیفیت محصول کم خواهد کرد یعنی آن دسته محصولاتی که ما برای خودروسازان تولید می‌کنیم" مظلومیان می گوید" برخی محصولات آن قدر با کیفیت پایین تولید می‌شود که من روی خود را برمی‌گردانم و حاضر نیستم نگاهشان کنم. یک کیف ابزار 4000 تومانی اصلاً معنی ندارد! خودروساز پول ما را سه ماهه می‌دهد اما از طرفی در بازار با این که قیمتمان دو برابر خودروساز است، وجود کالاهای چینی باعث شده پول ما 9-8 ماهه برگردد"


تامین مواد اولیه

امکان تولید کروم که ماده اولیه تولید ابزارآلات محسوب می شود، در داخل وجود ندارد.تولید کروم تکنولوژی بالایی می‌خواهد. البته می‌گویند چند کارخانه در حال ساخت داریم اما مظلومیان می گوید" فکر نمی کنم بتواند پاسخگوی نیاز ما باشد.
ما مجبوریم فولاد کروم را از خارج وارد کنیم. برای بخش بازار همه مواد اولیه‌مان وارداتی است اما در بخش خودروسازی به علت پایین تر بودن کیفیت بخشی از آن داخلی است"


زیان ابزارمهدی وافتخار مظلومیان

چند سال است که ابزارمهدی به ورطه زیان دهی افتاده. چرا؟ دلیل مشخص است. واردات بی رویه ابزارهای چینی، سیاست های غلط اقتصادی، کمبود مواد اولیه، قدیمی بودن تکنو لوژی وخیلی دلایل دیگر.ازحق نباید گذشت ومظلومیان هم از حق نمی گذرد " ما تا سال 1375 وضعیت روبه رشدی داشتیم اما از آن سال بعد روند نزولی شروع شد تا این که در دو سال گذشته زیان آور بوده‌ایم."با این حال موسس ابزار مهدی می گوید" همین برای من افتخار بزرگی است. امروز پیش هر وزیر و رئیسی که می‌روم ابزارمهدی را می‌شناسد، احترام می‌گذارند و مرا تحویل می‌گیرند. شاید با داشتن پول بیشتر این احساس افتخار را نمی‌کردم. خدا شاهد است اگر من در کار تجارت می‌ماندم الان بیش از 500 میلیارد تومان پول داشتم. من در 35 سالگی 29 نمایندگی از کشورهای مختلف داشتم ولی واقعا کار کرده‌ام. گاهی در شبانه روز 18-17 ساعت کار می‌کردم.

سرشناس بودن مظلومیان هم شیرینی خاص خودش را دارد.به خصوص این که نامش همیشه جلو تر از خودش حرکت می کرده.این خاطره مظلومیان بامزه است" روزی در سن 35 سالگی برای گرفتن بارنامه به اداره ای‌ رفته بودم. خانمی که پشت میز نشسته بود وقتی اسمم را پرسید و فهمید که مظلومیان هستم، خنده بلندی کرد که من ناراحت شدم. بعد به من گفت: من همیشه تصویر یک پیرمرد شکم گنده را از شما داشتم. در حالی که من 35 ساله و بسیار لاغراندام بودم"

 

دوریال برداشت نکرده ام

 هر روز از ساعت 6 صبح بیدارم".ابزارمهدی روزگاری،خوب سود می داده وپرسش از مظلومیان این است که چقدر از کارخانه برداشت کرده ای واو پاسخ عجیبی می دهد" در طول 27 سالی که کارخانه دارم، 2 قران از کارخانه برداشت نکرده‌ام. 2 میلیارد تومان هم علاوه بر سرمایه ای که گذاشته ام، از کارخانه طلب دارم. اما خدا را شکر زندگی‌ام تأمین است.از روز اول یک رال  هم از کارخانه برداشت نکردم چون همیشه در حال توسعه بودیم. کارخانه، در دل کارخانه ایجاد می‌کردم؛ هفت کارخانه در دل هم بدون آن که وامی بگیرم. من زمان انقلاب 6 میلیون دلار پول در سوئیس داشتم. بنابراین مدام سرمایه کارخانه را اضافه کردم و برای توسعه‌اش خرج کردم. اولین وام را در سال 1370 گرفتم به مبلغ 10 میلیون تومان از بانک صادرات با بهره 7 درصد. تا سال 1378 میزان وام دریافتی من 200 میلیون تومان بود.

 

اوضاع این روزهای ابزارمهدی

ابزارهای چینی،پیچ ومهره بازارهای ایران را شل کرده اند.هرروز دستفروش های دوره گردی را می بینیم که ابزار چینی را به قیمت های فوق العاده ارزان می فروشند.دیگر به زحمت می توانیم جنس ایرانی وآلمانی در بازار پیدا کنیم.میدان حسن آباد پرشده از اجناس چینی ودرشهرستان ها،به جزجنس چینی،هیچ نوع جنس با کیفیتی پیدا نمی شود.


محمد مهدی مظلومیان درمورد وضعیت شرکت معروفش، با تاسف وافسوس می گوید" واقعیتش را بخواهید شرایط این روزهای شرکت ابزارمهد ی خوب نیست.چرخ دیگر مثل گذشته نمی چرخد.نم یدانم ما مشکل پیدا کرده ایم یا اقتصاد دچار مشکل شده است.درهرصورت وضع شرکت خوب نیست به این دلیل که چینی ها بازار را از ما گرفته اند.دربازار ابزارآلات،به صورت گسترده دامپینگ صورت می گیرد.واقعیت این است که  این روزها بازار دست چینی ها افتاده وکار ما خیلی لنگ می‌زند.به عنوان یک صنعتگر که دغدغه کشورم را دارم، مجبورم گلایه کنم چون سیاست‌های اقتصادی کشور را اشتباه می بینم".


به گفته مظلومیان،" وضع ما به جایی رسیده که چینی ها صدها کیلومتر آن طرف تر،انبردست به بازار ما صادر می کنند". چرا تولید کننده چینی می‌تواند انبردست را به قیمت 1200 تومان وارد بازار ما کند؟مظلومیان در این مورد می گوید"  چون سیاست اقتصادی اش کارآمد است.چون بهره بانکی اش 5/1 درصد است. به این دلیل که برنامه دارد وکل اقتصادش را با یک نگرش اداره می کند.سیاست های تامین اجتماعی چین،درخدمت تولید است.قانون کارگری اش متناسب است.گذشته ازآن،سیاست خارجی مناسبی دارد وبراساس منافع ملی اش تصمیم می گیرد".

 

نگاه مظلومیان به تجارت


موسس کارخانه ابزارمهدی،جایی در خاطراتش گفته " وقتی یکی از پسرهایم پس از گذراندن دوره تحصیل از انگلیس برگشت، به او گفتم: تو با آن که پنج سال لندن بودی، تحصیل کردی و به زبان مسلط شدی؛ با همه اینها حساب کن که هیچ نداری. اگر پشتکار داشته باشی با این سواد و مزیت‌ها موفقی. با آن که 60هزار پوند خرج تحصیلت کرده‌ام اما هیچ به سوادت نناز؛ مگر این که پشتکار داشته باشی". تفسیر او از تجارت وکسب وکار خاص است گو اینکه گفته است" تجارت، شهامت و نترس بودن می‌خواهد و پشتکار زیاد. من از هیچ چیز نمی‌ترسیدم. هنوز هم این جسارت را در خود می‌بینم. من از اول اعتقاد داشتم و به همه بچه‌هایم هم گفته بودم که باید تحصیل کنید، حتی اگر می‌خواهید در شمیران لبوفروشی کنید، بروید تا مقطع دکتری درس بخوانید. می‌گفتند چرا؟ گفتم برای این که در این صورت لبوی بهتری به مشتری عرضه می‌کنید و نسبت به لبو فروشی که سواد ندارد بهتر می‌توانید سودآور باشید."


ودرادامه می گوید" تنها سرمایه‌ای در اختیار بچه هایم قرار دادم که با آن به تجارت مشغول شده‌اند. هنگامی که بچه‌هایم در اروپا درس می‌خواندند، من برای تحصیل، ورزش و کرایه سفر روزانه به طور حساب شده برایشان پول می‌فرستادم. پول بی حساب در اختیارشان نمی‌گذاشتم. به آنها گفته بودم اگر امکان کا ر و  کسب درآمد دارید، حتما این کار را بکنید؛ اگر 1000 پوند در بیاورید من به شما 1000 پوند پاداش می‌دهم. می‌خواستم وارد اجتماع شوند و مشکلات مردم را بفهمند. پسر آخرم این کار کرد. بلیت سینما می‌فروخت و 800 پوند عایدی داشت با این که دانشجو بود.هدفم این بود که روحیه پشتکار و در اجتماع بودن را در آنها پرورش دهم. اگر در خانه بنشینی و بگویی که من مهندسم، به هیچ جا نخواهی رسید.


خاطره ای ازمظلومیان

در سال 1356 دولت و وزارت صنایع به بحران بی پولی خورده بود. از طرفی بخشنامه کرده بودند که هر تولیدی می‌تواند مواد اولیه مورد نیازش را خود تأمین کند. ما هم بدون گشایش اعتبار 350 هزار دلار صرف خرید 380 تن فولاد کردیم، یعنی 19 کامیون 20 تنی. آن روزها هم هر روز بخش‌نامه جدیدی صادر می‌شد. جنس ما که به مرز رسید، دولت بخشنامه ای صادر کرد که گشایش اعتبار فقط باید از طریق بانک صورت گیرد یعنی ما می‌بایست جنس‌ها را برمی گرداندیم و پس از گشایش اعتبار دوباره منتقل می‌کردیم. به این معنی که باید 7 هزار دلار هزینه می‌کردیم تا جنس برگردد و دوباره 7 هزار دلار هزینه می‌کردیم تا آن را وارد کنیم، به علاوه بیکار ماندن کارگران و توقف تولید. رفتیم اداره گمرک، گفتند آقا امکان ندارد، بخش‌نامه عوض شده و باید با هماهنگی بانک مرکزی و گذراندن مراحل لازم گشایش اعتبار کنید. از طرفی ما 160 نفر پرسنل داشتیم که همه منتظر شروع کار بودند. نگران و مستأصل بودیم که چه کنیم. روزی یکی از همکلاسی‌های دبیرستانم را دیدم. احوالپرسی کرد و گفتم که حال و احوالم خوش نیست. گفت: تو که تاجرهستی چطور روزگارت خوش نیست؟ جریان را برایش تعریف کردم.

گفت: من آشنایی دارم به نام آقای آرام در اداره گمرک شاید بتواند مشکلت را حل کند. گفتم: آقای آرام را می‌شناسم، همسایه کناری ماست. با هم پیش آقای آرام رفتیم. پس از ساعتی گپ زدن و چاق سلامتی، گفت: این بخش‌نامه محکمی است و از من هم کاری ساخته نیست اما به تازگی آقایی از وزارت صنایع به اداره گمرک منتقل شده که معاون رئیس کل است.

او شاید مشکلات را بفهمد و کمکی از دستش ساخته باشد. نام ایشان خاطرم نیست اما آقای آرام وقتی از ایشان برای ما گرفت و به دفترش رفتیم.

مشکل را بازگو کردم؛ از بیکاری کارکنان گرفته تا پشت مرز گیر افتادن جنس‌ها و احتمال ورشکستگی. گفت: بگذار شاید بتوانم یک کامیون را برایت رد کنم. تو هم ببین می‌توانی تاریخ بارنامه‌ها را تغییر دهی. البته من فکر می‌کردم که این کار عملی باشد اما با توجه به صدور گواهینامه‌ای که بارنامه بر اساس آن صادر می‌شود، این کار انجام نشد. به او گفتم که نشد. ناگهان عصبانی شد و مشتی بر میز کوبید و گفت: من اگر نتوانم به تو خدمتی بکنم و کمکی از دستم برنیاید، به چه دردی می‌خورم؟! همه مدارکت را بده تا کارهایت را حل و فصل کنم. گفتم: مشکلی برایت ایجاد نشود. گفت: مهم نیست، من انگیزه‌ام خدمت است، بگذار مشکل ایجاد شود! شما فکر می‌کنید چه کسی این آقا را سر راه من گذاشت تا مشکلم حل شود؟ آیا خدا را در این ماجرا نمی‌بینید؟ من حتی یک دانه انبردست هم به آن آقا ندادم. هزاران نمونه از این دست می‌توانم برایتان نقل کنم.

سلام آقا آیدین

بسیار مطالب جالب و آموزنده ای تو متن شما بود و درس های زیادی داشت.

اون پاراگراف آخرش را که میخوندم با خودم گفتم اگه شرایط الان بود طرف نصف کارخونه را میگرفت تا اون کار را براش بکنه 100 نفر را هم میفرستاد تا اون ها را هم استخدام کنه!!!

پسند شده توسط 4 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ارسال شده در (ویرایش شده)

سلام به همه دوستان

اولین عکس تقدیم میشه به آقا محمد عزیز

 

scn_۲۰۱۹۰۶۱۲_۱۸۱۰۵۲_thumb.jpg

و دومین

http://uupload.ir/files/ubc3_۲۰۱۹۰۶۱۲_۱۸۱۰۲۵_thumb.jpg[/IMG]

این پیج عالیه حاتما ببینید:

https://www.instagram.com/handtools/?hl=en

این هم سری ابزاران استفاده نشده ی قدیمی که از یک فرد شریف تبریزی خریدم و واسم فرستاند . تکراری ها رو خوب فروختم و اینها رو نگه داشتم چون این شماره دوسر تخت نداشتم و این سری هم که عشق مارک ابزاران داشتم مزید بر علت شد(هنوز پولیش نکردم)

atux_۲۰۱۹۰۶۱۲_۱۸۰۳۰۵_thumb.jpg

این دوتا آچار تقریبا  همزمان  تولید شدن . این steinadler آلمانی رو که فولاد فورج هستش از لحاظ ساختار از ابزاران کروم وانادیوم در سطح پایین تری قرار داره

 

yz1b_۲۰۱۹۰۶۱۲_۱۸۰۳۲۷_thumb.jpg

 

http://uupload.ir/files/e4k_۲۰۱۹۰۶۱۲_۱۸۰۳۴۲_thumb.jpg[/IMG]

 

به افتخار آقا مهدی

jrt2_۲۰۱۹۰۶۱۲_۱۸۰۷۴۱_thumb.jpg

دنبال بقیه شماره های این شماره ابزار مهدی هستم

.

گستردگی تولیدات ابزاران:

921a_۲۰۱۹۰۶۱۲_۱۸۰۵۳۷_thumb.jpg

ابزاران ایران :

80v7_۲۰۱۹۰۶۱۲_۱۸۰۵۰۷_thumb.jpg

.

در کنار هم . البته هنوز هم دارم :

9zcg_۲۰۱۹۰۶۱۲_۱۸۱۹۳۳_thumb.jpg

.

این هم اون مثلث نشان رومانیایی :

aha5_۲۰۱۹۰۶۱۲_۱۸۲۲۵۵_thumb.jpg

yqm5_۲۰۱۹۰۶۱۲_۱۸۲۳۰۶_thumb.jpg

و پیچ گوشتی مهدی:

 

http://uupload.ir/files/fflo_۲۰۱۹۰۶۱۲_۱۸۲۴۱۷_thumb.jpg[/IMG]

هیکو قدیم دست نخورده که قبلا گفتم .

36h5_۲۰۱۹۰۶۱۲_۱۸۴۰۳۱_thumb.jpg

رینگی های شماره 20 تا 32

4ywr_۲۰۱۹۰۶۱۲_۱۸۴۱۰۴_thumb.jpg

 

ویرایش شده در توسط ehsan_11
پسند شده توسط 5 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آقا احسان گل، دستت درد نکنه.

عکس های ابزارهای وطنی خیلی بهم حال داد. حس نوستالژیک غریبی دارن برام. ممنون.

اون‌ پیجی هم که گذاشتی واقعا معرکه بود. طراحی داخل برخی جغجغه ها واقعا تحسین برانگیز هست.

کلا ابزارهای کلاسیک هم مثل ماشینهای کلاسیک هستن. حتی دیدن عکسشون هم لذت بخش هست.

خلاصه داداش دستت درد نکنه. عالی بود، عالی...💐💐💐💐

پسند شده توسط 3 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !


ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید


ورود به حساب کاربری