Abdollahi734

سوتی های ماشینی

<t></t>  

  1. 1. <t></t>


لطفا وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام نمایید تا بتوانید رای خود را در نظر سنجی ارسال نمایید.

17 ارسال در این موضوع قرار دارد

سلام دوستان.

اسم تاپیک خودش گویای توضیحات لازم هست.

اگر تمایل دارین سوتیایی ک مربوط به نوع رانندگیتون بوده رو بنویسید .

امیدوارم تاپیک خوبی هم برای خنده هم درس عبرت :grin: بشه

مام قول میدیم سوتیا رو سوژه نکنیم.

فقط خواهشا از جایی کپی نکنید .یه جورایی صفر و اکبند باشه.

حالا اگه خارج ازبحث رانندگی هم بود اشکالی نداره.

مثلا از جوونیا و ماشین یواشکی برداشتنا و دور دور رفتنا

یا دنده اشتباهی دادنا

یا رو ترمز دستی رانندگی کردنا

یا ماشین اشتباهی سوار شدنا

خب اینا رو گفتم ذهن دوستان باز بشه... :grin:[coool]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یکی از معضلات پسر عموی من (که مثل داداشه) سوییچ و گوشیشه .

دائم دنبالشون میگرده اخرم یا رو موتوره یا دستشه یا تو جیبش... :grin::barare:

اصن یه وضعیه ها...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یه زمانی با دو تا از ماشینای اقوام رفته بودیم تو شهر تو ترافیک.

اقا این دو نفر راننده ماشینامون کرمشون گرفت اروم از پشت هی میزدن به هم...

مام تو ماشین جلویی بودیم.

حواسمون نبود یهو ماشین اونیکیمون ک پشتمون بود مححححکم زد به ما.

آقا راننده مام شاکی شد نه گذاشت نه ورداشت ،دنده عقب گرفت زد بهشو به حساب خودش کلی حال کرد.مام تشویقش کردیم گفتیم اقا دمت گرم خوب حسابشو رسیدیا... :lol2:

یه دفه دیدیم از ماشین پشتیه یه پیر مرده پیاده شد اومد گفت اقا معلومه چیکار میکنین... :aha:

اقا ما رو میگی شده بودیم عین توت فرنگی پرورشی... :tofang:

بعد برگشتیم بغل دستمونو نگاه کردیم دیدیمم اون یکی ماشین ک با ما بود و تا دو دقه پیش از پشت ضربه های ناهنجارشو میزد به ماشین بغل دستمونه بقیه اقوامم ک تو اون ماشین بودن فک کنم معدشون نفوذ کرده بود تو حلقشون بس که خندیده بودن به ما... :barare:

هیچی دیگه مام مجبور شدیم همراه اونا تظاهر به خنده کنیم. :blackeye: ولی نمیدونین اتش درونمون چجور شعله ور شده بود که...

پسند شده توسط 1 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خخخخخخ

خیلی فعالی عبداللهی


تایپیک باحالیه

من بعضی وقت ها شیطونیم میگیره یه حرکت میکنم خودم خندم میگیره البته.بعضی جاها انجام میدم خطر نداشته باشه


راهنما میزنم اون وری ولی این وری میپیچم مخصوصا تو خیابونای فرعی ماشین پشت سری قیافش جالب میشه از تو ایینه :lol2:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام

قبلا که ماشین دیگه ای غیر از 206 داشتیم همش به سرعت گیر یا فلکه ای میرسیدم با ترمز دستی و کمی ترمز ماشین رو سرعتشو کم میکردم

که یک بار سرعتم زیاد بود و دور میدون که رسیدم دستی رو کشیدم یهو بالا که زود بخوابونم ولی دستم از ترمز دستی جدا شد و ماشین آقا یک دور کامل دور میدون چرخید مارو میگی سرمون گیج رفته بود که چی شد :lol2:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یادمه اون اولا(سال 80 اینا) بابام داشت به یه بنده خدایی رانندگی یاد میداد .

اقا این بنده خدا حالا خوب با دنده 3 صدای ماشینو دراورده بود ناواردانه که امادش کنه برا دنده ی شریف 4...اومد از دنده 3 بره 4 که چشمتون روز بد نبینه اشتباهی زد دنده 2...

آی آی آی...ماشین چه ناله ای سر داد... :khande:

یادتونه که بچه بودیم اگه عقب مینشستیم ،مینشستیم وسط سرمونم نصفش از میون دو تا صندلی اومده بود سمت کابین جلو همیشه...(من که این جوری بودم. ..)اقا منو میگی اون موقع هم 8 سالم بیشتر نبود عین موشک از کابین عقب به کابین جلو منتقل شدم...آخ آخ چه انتقالی...یادم نمیره.هنوز اون دماغ دردی ک در اثر برخورد با داشبورد داشتمو یادم نمیره...

بابامم که بنده خدا کلا با شیشه پیوند دوستیو برادری بست... :-)

حالا جالب اینجاس بعدم که وایسادیم طرف که راننده بود درومده میگه تو که چرخ دنده ماشینت مشکل داره از اول میگفتی که ادم اینجوری سرش نیاد...

من :shock:

بابام [ajab]

بعدشم درومده به بابام میگه چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(طلبکارانه ها)چرا اینجوری نگام میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :aha:

خب کمربندتو نمیبندی همین میشه دیگه... [wait]

باز من... :tofang:

بابام... :banghead:

ینی فقط خدا رو شکر که نزد مارو نفله کنه... :grin:

آقا من ینی اگه اعتماد به نفس این دوستمونو داشتم الان دانشگاه هاروارد آمریکا بورسیم کرده بود(البته قبول نمیکردما...ایران وطنمه :barare: )

پسند شده توسط 1 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یه دوست دارم که توی سربالایی ها وقتی ترافیک میشه دایم پاشو روی ترمز شل میکنه تا ماشین یذره بره عقب.بنده خدا ماشینه عقبی هی بوق میزنه و چراغ میده و حرص میخوره و این داستان ادامه داره ...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

داداشم ماشین منو سوار شده بود ماشین خودش اتومات بود بعد گاز میداد ب ماشین منتظر بود ماشین خودش دنده بده خیلی جالب بود

بش میگفتم مهدی فک نمیکنی باید ی کاری کنی الان تازه یادش میوفتاد

سوتیایه خودمم ک نمیگم زشته باید برم ار سایت خخخ

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

این سوتی چندین بار واسم اتفاق افتاده البته جلو چشم بقیه ، اومدم در ماشین رو باز کنم ولی قبلش یادم رفته بوده که با ریموت دزدگیر ، درها رو باز کنم ، حتی چند نفر فکر میکردن دزدم :???::???::???:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اولین باری ک نشستم پشت ماشین اتومات فقط بلد بودم از حالت پارک روی درایو بزارم [coool]

انقدهول شده بودم یادم میرفت ترمز دستیو بخوابونم (ماشین اپتیما بود استرس داشتم بلایی سرش نیا) :o

صاحبش میگفت فکر نمیکنی باید ترمزو بخوابونی؟ :khande:

هیچی دیگه هرجا وامیسادم دستی میکشیدم موقع حرکت یادم میرفت بخوابونم :::P

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !


ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید


ورود به حساب کاربری