Atom

کاربر سایت
  • تعداد ارسال ها

    90
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    2

آخرین بار برد Atom در 29 مهر

Atom یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

اعتبار در سایت

245 کاربر خوب

درباره Atom

  • درجه
    کاربر رسمی
  • تاریخ تولد تعیین نشده

اطلاعات شخصی

  • جنسیت
    آقا
  • محل سکونت
    تهران
  • نوع خودرو
    ۲۰۶ تیپ ۵

آخرین بازدید کنندگان نمایه

190 بازدید کننده نمایه
  1. مرسی از شما که خوندید، فکر نمی کردم واقعا کسی حوصله کند و بخواند! در مورد تاریخ معرفی استاندارد SN حق با شماست، این روغن در 2010 معرفی شده (ظاهرا به تازگی گرید SN+ هم معرفی شده) اما نکته مهم این است که SN چه تفوتی با SM دارد. تصویر زیر از سایت www.oilspecifications.org آورده شده که رفرانس معتبری در این زمینه است: The API SN category is an improvement over the API SM category in the following areas High temperature deposit protection for pistons Better sludge control Better seal compatibility After treatment compatibility می توان دید که گرید SN در دو شاخص Seal (جلوگیری از نشت روغن) و After treatment (شروع درمان موتور بعد از استفاده) به شدت بهتر از SM عمل می کند. شاید بهتر باشد پست قبلی را به صورت دیگری خلاصه کنم؛ اگر بخواهیم دو گرید بالا و پایین روغن های پیشنهادی پژو (SN synthetic 5W40 با Mineral 20W50) مقایسه کنیم، داستان به این صورت است: تفاوت بین synthetic و Mineral: روغن های گروه 5 می توانند به شدت به ترکیبات پلاستیکی الاستومری آسیب برسانند ولی روغن های مینرال نه تنها آسیب رسان نیستند، بلکه از آنها محافظت هم می کنند. خوشبختانه روغن های گروه 3 و 4 آسیب چندانی ندارند، پس می توان از تمام منافع روغن سنتتیک بدون آسیب استفاده کرد. دیاگرام شرکت bizol نشان داد که سهم گروه 3 در گریدهای جدید رو به افزایش است. در بحث مقایسه Semi synthetic (که بیشتر دوستان از آن استفاده می کنند) و synthetic؛ داستان کمی فرق می کند. متاسفانه استاندارد خاصی برای روغن های Semi synthetic نیست و هر شرکتی بنا به دانش خودش تغییراتی در روغن های مینرال برای ساخت آن لحاظ می کند و بر خلاف گریدهای SN، SM و ... که حتما نیاز به پاس کردن استانداردهای خاصی دارند، کنترل خاصی روی آن وجود ندارد. حقیقت این است که عمر روغن های Mineral و Semi synthetic به سر آمده و شرکت های بزرگ تمایلی به تولید آن ندارند. اگر هم در رده محصولات آنها نمونه ای باشد، صرفا برای تکمیل سبد محصولات است تا خریداران وفادارشان را حفظ کنند. این روغن ها اگر در کشور ما زیاد است، به واسطه تکنولوژی پایین و تحریم نفت ایران است و گرنه تولید روغن مینرال از نفت، فارغ از مشکلات ذاتی روغن های مینرال در موتور، هدر دادن سرمایه ملی است. تفاوت بین گرید 20W50 و 5W40: با توجه به توضیحاتی که در پست قبلی دادم، فرضیه فیلم غلیظ تر روغن 20W50 بر روی قطعات متحرک به نظر درست نمی آید. بدون این استدلال، استفاده از روغن 20W50 در عمده مناطق آب و هوایی کشور عملا اشتباه است و فشار زیادی به اویل پمپ و واشرها در استارت سرد خواهد داشت. خیلی از شرکت های در محصولات شان، بخشی به نام Classic Motor oil دارند که برای خودروهای کلاسیک روانکاو تولید می کند. این شرکت ها دلیل پیشنهاد استفاده از این روغن ها را، تفاوت عملکرد خروجی و احتمال نشت اویل پمپ می دانند و هیچ کدام حرفی از نظریه فیلم غلیظ تر روی قطعات نیاورندند. همان طور که مشاهده می کنید، شرکت کاسترول روغن 20W50 را برای خودروهای قبل از 1980 می داند، پس حتی استفاده از آن در موتور XU7 هم توصیه نشده است. خودروی من در تهران بازه دمایی بین -20 تا +45 را در سال تحمل می کند، همان طور که در صفحات قبلی دیدیم گریدهای 5W30 و 5W40 کامل ترین رنج محافظتی دمایی را دارا می باشند. تفاوت بین گرید SN با SM و SL: کاملا با نظر شما در مورد توانایی کارکرد موتور با گریدهای SM و SL موافقم، منتها بحث بر روی پرفورمنس است. تفاوت گرید SN و SM را در اول همین پست دیدیم، قطعا تفاوت بسیار بیشتری در مقایسه SL و SN وجود خواهد داشت. دوست ندارم بدبین باشم و بر اساس تناقضات استانداردهای ACEA و API نوشته شده بر روی قوطی های روغن موتور ایرانی، اطلاعات آنها را زیر سوال ببرم اما با توجه به وضعیت بنزین، قطعات و ... به نظرم فقط می توان به SN و SM اطمینان کرد. در رابطه با موتورهایی با کارکرد بالا در استفاده از گرید SL، احتمال نشت روغن موتور به واسطه خاصیت پاک کنندگی بهتر روغن های SN وجود دارد، بنابراین می توان عدم استفاده از گرید SN را این طوری توجیه کرد (مشابه داستان نشت رادیاتور در استفاده از ضدیخ در خودروهایی که سالها بدون ضدیخ کارکرده اند) اما از دید من هیچ دلیل منطقی برای عدم استفاده از گریدهای SN و SM در موتورهای صفر و کم کارکرد وجود ندارد.
  2. این پست شامل فرضیه هایی بر اساس واقعیت های یافت شده است ... بخش اول؛ بحث های خیلی خوبی در 10 صفحه اخیر انجام شده و تقریبا تمام دوستان تجارب خودشون را به اشتراک گذاشتند. من به نوبه خودم از همه تشکر می کنم اما به نظرم، این عکس وسط بحث ها گم شد یا به اصطلاح دوستان، دیده نشد. مطابق ادعای جناب DBBU شرکت توتال برای ایران و چین بخش مجزایی در روغن های پیشنهادی داشته که شامل روغن 5000 20W50 است. سوال مهم اینجاست که ایران و چین چه وجه اشتراکی دارند؟ یکی از دوستان نوشته اند؛ اون هام فهمیدن چه بنزین اشغالی داریم. چین به واسطه داشتن بزرگ ترین بازار فروش خودرو جهان در چند سال اخیر، یکی از مراکز تردد بهترین خودروهای دنیاست، پس به نظرم فرضیه اشتراک بنزین نامناسب بین ایران و چین منتفی است. از طرف دیگر، یکی از بازارهای کلیدی پژو کشورهای آفریقایی هستند که بعید می دونم خیلی هاشون، بنزین شون بهتر از ما باشد. دوست دیگری نوشتند؛ اکثر کشورهای دیگه ۲۰-۵۰ رو ندارن ولی برای ایران داره اونم بخاطر وضعیت اب و هوا هستش. به نظرم داستان آب و هوا هم منطقی نیست. اولا چین خیلی کشور گرمی محسوب نمی شود، دوما پژو بازار بزرگی مثل آفریقا و حوزه خلیج فارس (با فروش اندک) را در لیست فروش محصولاتش دارد که بسیار گرم تر از ایران و چین هستند. تنها نقطه مشترکی که به ذهن من رسید، تولید بومی موتورهای پژو TU5/TU3 در کشورهای ایران و چین است، چه در محصولاتی با برند پژو و چه در محصولاتی با برندهای دیگر (به عنوان مثال دانگ فنگ اچ 30 کراس) بخش دوم؛ روغن موتورها در 5 گروه اصلی قرار می گیرند. 2 گروه اول مستقیما از نفت به دست می آیند و در ساخت روغن های مینرال مورد استفاده هستند. گروه سوم هم از نفت خام به دست آمده اما در رده بندی مرسوم American Petroleum Institute : API جزو روغن های سنتتیک محسوب می شود. (گروه سوم در استاندارد ژاپن و آلمان در رده روغن های سنتتیک محسوب نمی شود) گروه چهارم که روغنی کاملا سنتتیک است که عمده آن ازpolyalphaolefins یا به اختصار از PAO تشکیل شده است. گروه پنجم هم روغنی کاملا سنتتیک است که از مولوکول های polyolesters، polyalkylene glycols و perfluoropolyalkylethers تشکیل شده که به اختصار به آنها POE, PAG و PFPAEs می گویند. نکته مهم این است که روغن های سنتتیک جدید از ترکیبات POE و PAG ساخته می شوند که ظاهرا سازگاری مناسبی با ترکیبات الاستومر (لاستيک طبيعی، EPDM، بوتيل و Buna S) ندارد و می تواند در دراز مدت باعث خوردگی واشرها شود اما همین ترکیبات الاستومری با روغن های مینرال سازگاری مطلوبی دارند. ظاهرا روغن های مینرال باعث نوعی تورژسانس (تورم) در واشرهای الاستومری می شود که می تواند درزبندی و آب بندی آنها را افزایش دهد.به نظر من، با این استدلال می توان دلیل بهتر کار کردن و عدم روغن سوزی موتورهایی با کارکرد بالا را در استفاده از روغن های مینرال را توجیه کرد، چون از دید من، تصور فیلم غلیظ تر روغن 20W50 بر روی قطعات متحرک به 2 دلیل اشتباه است، اول اینکه روغن 20W50 زیر فشار تبدیل به روغن 50 می شود که بسیار رقیق تر از حد نهایی روغن های 5W30 و 5W40 سنتتیک است. دوم اینکه روغن های مینرال بر خلاف روغن های سنتتیک، مولوکول های یکسانی ندارند، که هم باعث اصطکاک بیشتر با قطعات می شود و هم احتمال نشت روغن را زیاد می کند. البته ظاهرا استفاده از ترکیبات الاستومری مدت هاست که در خودروهای استاندارد جهان محدود شده اما به واسطه قیمت پایین آنها، همیشه گزینه خوبی برای کاهش هزینه های ساخت موتور هستند. متاسفانه اطلاعات دقیقی در این زمینه از محصولات ایران خودرو و شرکت های چینی وجود ندارد اما با توجه به ذات مشترک هر دو گروه، می شود تا حدودی حدس زد که احتمالا از چه متریالی استفاده می کنند. از طرف دیگر هم باید توجه داشت که خوشبختانه روغن های سنتتیک گروه 4 (PAO) خاصیت خورندگی بسیار کمتری نسبت به مواد الاستومری دارند و می توان از آنها در این خودروها استفاده کرد اما هیچ سند معتبری از اینکه کدام شرکت ها از کدام گروه های روغن در بخش روغن سنتتیک استفاده می کنند، پیدا نکردم. برخی از شرکت ها بر روی قوطی های روغن موتورشان عبارت PAO را درج می کنند که نشان دهنده روغن سنتتیک گروه 4 است. ظاهرا این درج اطلاعات در سیستم JASO (استاندارد روغن موتور در ژاپن) ضروری است، چون تقریبا همه شرکت های جنوب شرقی آسیا (MITASU، AISIN، KIXX، TOTACHI و ...) این عبارت را بر روی روغن هایشان درج کردند. بخش سوم؛ بالاخره مینرال یا سنتتیک! حقیقت این است که خودم هم دقیق نمی دونم ... تا اینجای داستان فکر می کردم که علی القاعده هر چقدر گرید اول روغن پایین تر باشد، احتمال استفاده از گروه 3 در آن کمتر است، بنابراین می تواند در دراز مدت به واسطه داشتن ترکیبات PAO، PAG، POE و ... باعث خوردگی واشرها شود تا اینکه به این عکس و توضیحات آن از شرکت معتبر BIZOL رسیدم. همان طور که مشاهده می کنید، بر خلاف تصور، در ساخت گریدهای جدید روغن موتور، گروه های پایه 3 مجددا جایگاه خودشان را پیدا کرده اند. البته نمی توان این دیاگرام را به تمام شرکت ها نسبت داد و معتقد بود که روغن هایی با گریدهای 5W40 و 5W40 سنتتیک، خورندگی مساوی یا کمتری با روغن های مینرال یا نیمه سنتتیک دارند ولی با توجه به بحث صرفه اقتصادی، می توان تصور کرد که تمام شرکت ها سعی می کنند با حفظ خواص محصولات، از گروه 3 روغن ها که نسبت به گروه های 4 و 5 ارزان تر است، بیشتر استفاده کنند. نتیجه گیری؛ در اواسط مطالعه بر روی این پست، کم کم داشتم قبول می کردم که شاید بهتر باشد توی موتور TU5 (به ویژه با داستان احتمال استفاده از ترکیبات الاستومری) از روغن های نیمه سنتتیک استفاده کنم و چشمم را روی تمام مزایای روغن سننتیک ببندم (همه ما از مزایای روغن های سنتتیک نسبت به مینرال و نیمه سنتتیک باخبریم و نیازی به تکرار مکررات نیست) اما با توجه به مطالبی که در بخش های دوم (بخش انتهایی) و بخش سوم عرض کردم، به نظرم رسید که شاید بهترین روغن برای این خودرو همان SN 5W40 باشد. در نظر من، شرکت Total هیچ وقت در 5 انتخاب اول برای خرید روغن موتور نبوده اما با استناد به رضایت دوستان این فروم از روغن های Total، احتمالا تا زمانی که دستم روی فرمان و پایم روی پدال های 206 است، از روغن Total 9000 استفاده می کنم. شاید اگر پژو 508 یا 2008 داشتم، اولویتم خرید روغن های جدیدتر خانواده Total 9000 بود (9000Energy، 9000Future، 9000Future Eco B، 9000Future NFC، 9000Future GF5 و ...) اما با توجه به تکنولوژی ساخت و صرفه اقتصادی، حتی اگر تمام این روغن ها موجود بود، باز هم انتخابم روغن پایه Total 9000 بود. همچنین به نظرم رسید با استفاده از فیلتر روغن اصلی، فاصله کارکرد بین دو جنرال سرویس را به حداکثر (حدود 9000 کیلومتر) نزدیک تر کنم تا کمی بار تورم بر دوشم کمتر احساس شود!
  3. آیدین جان دقیقا درست فکر می کنی عزیز. اتفاقا تولید باطری در ایران قدمت 60 داره و اولین بار تکنولوژی اش از آلمان وارد شده و شرکت باتری سازی نیرو را ایجاد کرده است. ایران به واسطه داشتن یکی از غنی ترین منابع سرب و روی در جهان و نداشتن استانداردهای بهداشتی برای کارگران، همان طور که خودت هم اشاره داشتی، متاسفانه بهشتی برای تولید باطری در جهان است، به همین واسطه شرکت های زیادی در این حوزه فعالیت می کند. در این بین، همکاری هایی هم با کشورهای خارجی صورت گرفته است. یکی از این همکاری ها، شراکت ایران و ارمنستان برای راه اندازی کارخانه ای در منطقه ارس است که ظاهرا قرار است تمام محصولات آن راهی همسایه های شمالی کشور شود. همکاری شرکت SUZUKI و سپاهان هم مثال دیگری است که باعث تولید محصولی به نام سوزوکی در کارخانه سپاهان شده است. سرب استفاده شده در باطری خودرو از دو منبع تامین می شود؛ شمس سرب و باطری های مستعمل. در زمینه تولید شمس سرب و روی که ایران به واسطه داشتن منابع غنی، نه تنها خودکفاست، بلکه صادر کننده هم هست اما در زمینه باطری های مستعمل، چون حجم خودرو در ایران چندان بالا نیست و از طرف دیگر تولید و بازیافت باطری در کشورهای جهان اول به دلایل مسائل زیست محیطی ممنوع است، ایران یکی از وارد کننده های نسبتا عمده باطری های مستعمل و صفحات سربی است. واردات صفحات سربی به کشور، صرفا به این دلیل است نه عدم توانایی تولید صفحات در کشور ... البته ایران در زمینه باطری های اتمی و لیتیومی هم پیشرفت های خوبی داشته و حتی ظاهرا به تکنولوژی تولید باطری برای موشک هم دست یافته اما به هر حال، مهم این است که در زمینه تولید باطری های اسیدی و اتمی خودرو کیفیت مطلوبی دارد. درست است که شاید هیچ وقت به کیفیت و تکنولوژی باطری های Odyssey, Optima, XS Power و Panasonic در خودرو نرسیم اما به هر حال محصولات ایرانی نسبت به هزینه پرداختی خوب هستند و به قول مصطفی خان، عدم حمایت از این صنعت نوعی خیانت به خودمون هست.
  4. مهدی خان، فارغ از بحث قیمت و داستان اینترفیس کلیدهای روی فرمان، باید دقت کرد که فرمان دو نسل آخر محصولات پژو بر اساس سیستم i-cockpit طراحی شده اند. توی این سیستم فرمان به شدت کوچک شده (قطر فرمان کم شده) تا راننده بتواند از بالای آن مجموعه آمپرها را که بالاتر از سطح نرمال هستند، ببیند. در پژو 206/206+ که در ایران تولید می شود، مجموعه آمپرها از داخل فرمان خوانده می شود؛ حالا اگر فرمان جدید روی خودروهای قدیمی تر نصب شود، عملا قسمت بالایی فرمان (که به واسطه اسپورت بودن، ضخیم تر از فرمان فابریک 206 است) در وسط میدان دید راننده نسبت به آمپرها قرار گرفته و دید راننده را به شدت کاهش می دهد. البته این نظر صرفا بر اساس تصورات من از سوار شدن در خودروهای 206 و 2008 است و من تجربه مستقیمی از رانندگی 206 با فرمان 208 ندارم. چقدر خوشگل هستن! البته داشتن گربه نسبت به سگ به شدت اعصاب می خواهد، چون گربه کاری رو انجام می دهد که خودش دوست داره، نه کاری که صاحبش دوست داره ... ولی داشتن 3 تا بچه گربه به این خوشگلی، بعد از اینکه اعصاب صاحب شون را در حد مرگ داغون کردن، لحظات لذت بخشی هم دارد.
  5. قطعا همه دوستان چراغ های 206 های تحویلی را دیده اند. حالا به نظرتان اگر تمایلی به تعویض کردن چراغ داشته باشم، کدام یک از این چراغ ها بیشتر به رنگ آبی کاسپین (سرمه ای) می آید؟ حقیقتا تمایلی به چراغ های افترمارکت ندارم، هم از جهت اینکه کمی هیجانش از سن و سال من گذشته است و هم از این بابت که LEDهای مصرفی در روز روشنایی خوبی ندارند.
  6. کاوه جان خیلی لطف داری به من، مرسی عزیزم. در مورد داستان پسته و گردو هم، من دوست دارم در محیطی دوستانه و صمیمانه بحث کنیم؛ حتی اگر پست مکمل های بنزین را هم دیده باشید، من علیرغم اینکه کاملا با امین خان مخالف بودم، اما سعی کردم هیچ جسارتی خدمت ایشان نکنم، منتها متاسفانه هستند دوستانی که نه تنها با رفرانس و مستندات غریبه اند، بلکه به خودشان اجازه می دهند، خیلی صریح به دیگران توهین کنند. در مورد این دوستان، امام حسین (ع) و حسن (ع) نشان دادند که هیچ امر به معروف و نهی از منکری، بهتر از فرم عملی نیست ... خلاصه خواستم بگم ما هم زبون داریم و اتفاقا خوب هم بلدیم به دیگران تیکه بیندازیم اما مرام مان این نیست. آرش جان، دقیقا نظرت در مورد تجربه های فردی درست است. از طرف دیگر، متاسفانه توصیه های ایران خودرو هم عموما درست نیست. چند سال پیش یک پست خیلی طولانی در زمینه تفاوت های عجیب و غریب کارکرد پیشنهادی کمپانی سوزوکی و ایران خودرو در مورد سوزوکی گرند ویتارا در تیونینگ تاک نوشتم، این قدر دفترچه ایران خودرو اشتباه داشت که آخرش به نظرم رسید شاید اشتباهی دفترچه یک خودرو دیگری را ترجمه کرده است! در مورد حدود کارکرد بین دو جنرال سرویس، نظر من به نظر مصطفی خان نزدیک تر است! با روغن و لوازم اصلی ۸ هزار تا، چون شرایط هوا و بنزین زیادی داغونه. ولی تا همون ۱۰ هزارم مشکل ساز نیست. ۶-۷ هزارم با روغن و فیلتر سطح پایین تر. کمترش پول دور ریختنه، بیشترش هم ظلم به موتوره. دوست عزیز، من با روغن های ایرانی و قیمت شان آشنایی ندارم، منتها با توجه به فرا رسیدن فصل سرد، پیشنهاد می کنم حداقل برای این دوره گرید 5W40 (با گریدهای SM یا SN) را حفظ کنید. در گوگل سرچ کردم، ظاهرا شرکت های ایرانی هم روغن هایی با این گرید و API تولید می کند، از جمله روغن های پارس سوپر پیشرو (SM)، بهران رانا (SM)، ایرانول رونیا (SN)، بهران سوپر رانا (SN)، ایرانول رویال (SM)، ایرانول سوپر رونیا (SN) و ... ظاهرا محصولات 5W40 و 5W30 ایرانی هم تنوع خوبی دارد اما متاسفانه همان طور که عرض کردم، از قیمت و کیفیت آنها به صورت دقیق مطلع نیستم.
  7. از دید من، در انتخاب روغن موتور مناسب، باید به موارد زیر توجه داشت: هیچ چیزی در دنیا، یک دستور ثابت ندارد که آن را ختم و اتم کلام بدانیم! ما هر چقدر هم با این موتور آشنا شویم، قطعا نسبتا به مهندسان پژو که آن را طراحی کرده اند و ساخته اند، بالاتر نیستیم که به صورت دستوری یک گرید و یک روغن موتور را مناسب بدانیم. همان طور که در صفحات قبلی دیدیم، شرکت پژو برای این موتور رنجی از گریدها و روغن های پیشنهاد را معرفی کرده است. حداقل ها و حداکثرها را فراموش کنیم! حداقل کیفیت روغن موتور پیشنهادی، نیاز به متالوژی بالا قطعات موتور ساخت پژو دارد، نیاز به کیفیت ساخت درجه 1 کمپانی پژو دارد، نیاز به بنزین استاندارد (حداقل یورو 3) زمان معرفی خودرو دارد، نیاز به ترافیک روان جاده های اروپا دارد، نیاز به فیلترهای روغن و هوای اصلی دارد، نیاز به هوایی مناسب با استانداردهای آلایندگی دارد، نیاز به روغن های با کیفیت پیشنهادی توتال دارد و ... ! به نظرتان ما کدامیک از این شرایط را در خودروهایمان، جاده هایمان، بنزین مان، روان کاوهایمان و حتی هوای مان داریم؟ پس کارکرد 20.000 کیلومتری بین جنرال سرویس ها را فراموش کنید. از طرف دیگر استاندارد SJ را هم فراموش کنید. خودروهای ما در این شرایط نیاز به روغنی با استانداردهای متوسط به بالا دارند تا حداقل شرایط کارکرد را داشته باشند. هیچ ارتباطی بین روغن گران تر و کارکرد بالاتر وجود ندارد. روغن های گران تر محافظت بیشتری از موتور خودرو خواهند داشت و شرایط را برای کارکرد آن در وضعیت مناسب مهیا خواهند کرد. چه بسا روغن های گران تر به واسطه ادتیوهای جدیدتر، نسبت به بنزین نامناسب کشور (به ویژه داستان گوگرد) حساسیت بیشتری هم داشته باشند. به همین دلیل انتظار کارکردهای بالا از روغن های گران تر غیر منطقی است. به شخصه همان قدر که موافق روغن های بسیار گران پیشنهادی امین خان نبودم، موافق استفاده از روغن های ارزان قیمت هم نیستم. البته باید توجه داشت که صرفه جویی در هزینه روغن، چه پیامدهایی خواهد داشت. آیا مصرف سوخت را افزایش خواهد داد؟ آیا تاثیر منفی بر شتاب و سرعت خواهد داشت؟ آیا باعث استهلاک بیشتر موتور خواهد شد؟ باید یادمان باشد که گاهی صرفه جویی های کوچک خرج های بزرگی به دنبال خواهند داشت. بین روشن شدن موتور و راه رفتن خودرو با استفاده از حداکثر پرفورمنس آن، دنیا دنیا فاصله است. اینکه در خرید روغن پس انداز کنیم و سپس ذره ذره این پول را با مصرف بیشتر سوخت و یا تعمیر ناگهانی موتور هزینه کنیم، از دید من کار عاقلانه ای نیست، چرا که در نهایت خودرویی خواهیم داشت که سراسر عمرش با نیمی از پرفورمنس کارکرده و در نهایت کارش به تعمیر موتور کشیده است. در بحث کارکرد بین جنرال سرویس ها، عواملی مثل فیلتر روغن و فیلتر هوا هم در کارکرد موتور نقش زیادی دارند، بنابراین اگر به کارکردهای بالا بین جنرال سرویس فکر می کنید، حداقل از فیلتر روغن اصلی استفاده کنید. بنابراین همان که پیشتر هم عرض کردم، اگر دچار محدودیت های مالی هستید، بین دو گزینه روغن گران/کارکرد بالا و روغن متوسط/تعداد جنرال سرویس بیشتر، از دید من اولویت با استفاده از روغن متوسط و تعداد جنرال سرویس بیشتر است. در کارکردهای بالا، هم بحث نیاز به فیلتر اصلی است (در حال حاضر 40.000 تومان قیمت دارد) و هم اینکه قطعا در کارکردهای بالا، موتور بیشتر در معرض روغن اسیدی شده قرار می گیرد و بالطبع آسیب بیشتری می بیند. دمای محیط یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار در انتخاب گرید روغن موتور برای موتورهایی با تکنولوژی بیش از یک دهه است؛ بنابراین ممکن است فردی در اهواز (منطقه گرمسیر) گرید 20W50 را مناسب بداند و فردی در تبریز (منطقه سردسیر) گرید 5W40 را. بنابراین در انتخاب روغن موتور باید به منطقه جغرافیایی توجه ویژه داشت. شخصا پیشنهاد می کنم روغن موتوری را انتخاب بفرمایید که تمام رنج دمایی سالیانه محل زندگی تان را پوشش دهد و از تغییر گرید و یا روغن موتور در فصول سرد و گرم سال، اجتناب کنید. در نهایت پیشنهاد می کنم در بحث از شیوه من استفاده کنید! من وقتی با فردی روبرو می شوم که استفاده از روغن گران و فاصله جنرال سرویس منطقی را نشانه دارا بودن از سویی و جاهلیت از سویی دیگر می داند، بهش پیشنهاد می کنم که با صرفه جویی در خرید روغن، جای پسته خوردن، گردو بخورد، بلکه فسفر گردو راه حلی باشد بر پایان حماقت بی انتهایش! آرش خان احتمالا داستان دی آلکیل دی تیو فسفات روی (ZDDP) را می فرمایید. من هم مثل مصطفی خان درست متوجه نشدم داستان این مطلب چیست! لینک خود مطلب را دارید؟ محصولاتی که نوشته است، تمام روغن ها و تمام گریدهای توتال را در ایران شامل می شود، پس پیشنهاد خاصی نداده است.
  8. حسین جان، میشلن اصالتا یک کمپانی فرانسوی است، منتها به واسطه سیستم تولید چند ملیتی در اکثر اروپا کارخانه تولیدی دارد. روی کاغذ، شرکت های چند ملیتی کیفیت یکسانی در تمام شعبات خود دارند اما حداقل می توان مطمئن بود که کمپانی های اروپایی میشلن تفاوت فاحشی با هم ندارند. تا اونجا که یادم هست، لاستیک های آیدین خان متعلق به اواسط 2017 بود. از طرف دیگر، چاره دیگری نیست، یعنی لاستیکی با تاریخ جدیدتر وجود ندارد در بازار ... علی الحال یک سال، عمر خاصی محسوب نمی شود، به ویژه اینکه لاستیک ها توسط نمایندگی معتبر وارد شدند.
  9. مصطفی خان آدرس را دارم، آنجا خانه امید ماست و آن ماشین هم، متعلق به یکی از دوستانم است که از خواندن نوشته هایش، هم کلی لذت می برم و هم کلی مطلب یاد می گیرم. هیچ وقت یادم نخواهد رفت که وقتی برای اولین بار در این سایت در مورد فروشنده های مطمئن کمک خواستم، شما، مهرداد خان (mehrdadghp) و حمید عزیز (hamidgipsy2000) در PM به من علاوه بر آدرس، توضیحات مبسوطی هم دادید. وظیفه خودم می دونم بابت راهنمایی که کردید، از هر 3 عزیز تشکر کنم. مصطفی جان بغض گلویم رو گرفته! آدرس بدین ماشین رو بیارم خدمت تون ... کمال جان، از قدیم گفتن یه پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایان است. آینده هر چه شود، مطمئنا از دهه ای که گذشته بدتر نخواهد بود.
  10. مصطفی جان خیلی ایده جذابی است، من که خیلی خوشم اومد. می تونیم عین عروسی ها که همه افراد یک عکس بزرگ از عروس و داماد را امضا می کنند، ما هم همایش بگذاریم و همه بچه ها یک ماشین رو با میخ و کلید امضا کنند! ماشین من هست، منتها به نظرم یک 206 تیپ 5 ایرانیزه خیلی لیاقت همچنین حرکت حماسی را ندارد. شما یک 206 تیپ 6 فرانسوی کم کارکرد، ترجیحا نقره ای که رنگ لانچ 206 بوده، سراغ ندارید!
  11. محسن جان چی میشه گفت، متاسفانه این فرهنگ اصلی جامعه ماست که مدام سعی می کنیم آن را زیر اسم تمدن 2500 ساله مخفی کنیم. چند روز پیش کلیپی دیدم که توسط دوربین مدار بسته جلوی خونه ای ضبط شده بود و نشون می داد که دو تا پسر با لگد زدند آینه 10 تا ماشین وارداتی پشت سر هم را شکستند. بیچاره یک سورنتو مقاومت می کرد، برای تنبیه راننده اش زدند چراغ جلویش را هم شکستند. به هر حال خیلی از سرگذشتی که گفتی، متاسف شدم و امیدوارم که از این به بعد چرخ اتومبیل تان به شادی برایتان بچرخد. حمید جان قابل شما را ندارد عزیز. بله، من هم به کار این دوستان مطمئن هستم. نمی دونم تبلیغ محسوب می شود یا نه؛ یا اینکه خلاف مقرارات است یا نه اما کار خانه اتومبیل خیلی خوب است. قیمت شان هم منصفانه است نسبت به کاری که می کنند و رقبایی که دارند. در مورد بیرون گذاشتن ماشین، حقیقت این است که هم در خونه و هم در محل کارم پارکینگ دارم اما خوب ماشین را گرفتم برای کارهای تو شهر و بالطبع گاهی در کنار خیابان پارک خواهد شد. آیدین جان هیچ وقت آدم محبوبی محسوب نمی شدم و قطعا با پیر شدن این عدم محبوبیتم هم روز به روز در حال افزایش است! ولی به نظرم داستان ما، مصداق این جمله شماست: عجب 206 قشنگی بزار یه خط بندازم ... حقیقت داستان وقتی ماشین رو خریدم، با خودم فکر می کردم که اگر ماشین را ترکوندند هم مهم نیست، خریدم برای زیر پا توی شهر! ولی عجیب 206 توی دلم جا باز کرده، به طوری که کمتر از ماشین دیگرم استفاده می کنم. البته هستند کسانی که هم از این رابطه عاشقانه من و 206 ناراضی اند و مدام غر می زدند که اااااه، باز با 206 هستی که! بیا کوچه پشتی دانشگاه ... این روزها افرادی که 206 را تیون می کردند، بیشتر می فهمم! سر سلامت باشه آرشاوین جان. امیدوارم نتیجه اصلاح رنگ ماشین شما هم عالبی باشد.
  12. چند سال پیش بود که به واسطه رعایت مسائل محیط زیستی، طرح عدم کاور پلاستیکی لاستیک ها در جهان به پیشنهاد میشلن مطرح شد و خود میشلن هم جزو اولین شرکت ها بود که این کار را شروع کرد. به مرور شرکت های دیگری هم به این گروه اضافه شدند. البته مثل همیشه اروپا از همه جا سختگیرانه عمل کرده و عموم لاستیک های سفارش بازار EU بدون کاور هستند اما خاورمیانه به واسطه دیدگاه مردمش، همچنان اصرار به لاستیک های نوارپیچ دارد، برای همین ممکن است همزمان دو تا لاستیک یک مدل ببینید که یکی نوارپیچ دارد و دیگری ندارد. البته نظر مهرداد خان هم محتمل است، هیچ چیز از تجار ایرانی بعید نیست ... آیدین خان سایت هایپرتایر را معرفی کردند که میشلن تاریخ روز ساخت بریتانیا کبیر را حدود 1.060.000 تومن تحویل داده بود. خیلی هم راضی بودند. این طور که می فرمایید نصف قیمت دیجی کالا است. در مورد لاستیک هم، فارغ از بحث برند، مدل لاستیک هم مهم است. میشلن در محصولاتش لاستیک متوسط هم دارد، نکسن هم بین محصولاتش لاستیک عالی دارد، پس صرفا دنبال برند نباشید و خود لاستیک را بررسی کنید. در ضمن لاستیک های عقب را دست کم نگیرید، در ماشینی مثل 206 که دیفرانسیل جلو است، تقسیم وزنی افتضاحی دارد و سیستم کنترل هرزگردی ندارد، چسبندگی اکسل عقب به مراتب مهم تر از اکسل جلو است، بنابراین لاستیک بهتر را عقب بیندازید.
  13. امین جان، سایز R14 205/60، سایز استانداردی است. منتها با توجه به اینکه هدف تان بهبود چسبندگی برای کاهش عملکرد ABS است، به نظرم لاستیک باکیفیت تر فابریک عملکرد بهتری داشته باشد، مضاف بر اینکه مشکلاتی چون سنگین شدن فرمون و مصرف سوخت را هم نخواهید داشت. رضا جان، با اینکه مدل Maxxis را نگفتید اما لاستیک hankook optimo me02 لاستیک خوشنامی در بازار است، البته به واسطه تابستونی بودن و طراحی شناوری ضعیف روی آب، بالطبع کمی چسبندگی پایین تری در شرایط مرطوب دارد. 11 ماه هم عمر خاصی محسوب نمی شود. من اگر جای شما بودم، هانکوک را انتخاب می کردم.
  14. آرشاوین جان، عکس خط های جلو و عقب ماشین را برای یکی از مراکز نقاشی توی تهران فرستادم. تضمین داد که بدون رنگ طوری اصلاح می کند که خودم هم نتونم تشخیص بدم! قرار شد اگر تشخیص دادم، پول نگیرد. البته کارشون خیلی خوب است و چند تا کار برای ما قبلا اجام دادند. حتما بعد از اصلاح چند تا عکس می گذارم تا درباره کیفیت کارشون نظر بدهید. مصطفی جان با شناختی که ازتون پیدا کردم، احتمال اینکه شمع ها تقلبی باشند را می گذارم کنار. احتمالا خیلی اهل فشار آوردن به موتور و ردلاین بازی که نیستید؟ از طرف دیگر، شوک حرارتی هم محتمل است، ماشین را با موتور گرم توی کارواش نشستید؟ غیر از این دو مورد، تنها چیزی که به نظرم می رسد، سفت کردن بیش از حد شمع در هنگام بستن شمع است.
  15. والا حمید جان دیگه نه 206 ماشین خاصی حساب میشه، نه ماشین من بادی کیت یا افترمارکت ظاهری خاصی داشت ولی با این حال، لطف داشتند. البته کیفیت تصویر پایین است، چون این عکس را دوستم که ماشین را برده بود کارواش از همون جا مستقیم برایم با تلگرام، پس از دریافت مشتلق و زیرلفظی فراوان، فرستاد. متاسفانه رنگ کامل خراشیده شده و ناخن کاملا گیر می کند... البته پشت ماشین خط ها خیلی سطحی تر هستند. فکر کنم از پشت ماشین که قدم زنان تشریف می آوردند، تجاوز را با 3 تا خط نازک آغاز کردند. بعد با خودش فکر کرده که نباید کیفیت رو فدای کمیت کنم، بعد یک خط مشتی روی کاپوت کشیدند. البته روایت دیگری هم هست! شاید از جلوی ماشین شروع به تجاوز کردند و ابتدا این خط را کشیدند، بعد دستش خسته شده یا کلیدش خراب شده و به پشت ماشین رسیدند، در اقدامی ددمنشانه، مذبوحانه تلاش های مکرری داشتند ... ولی با تمام این داستان ها و پیشنهادات دوستان در خرید رنگ سفید، واقعا این رنگ را خیلی دوست دارم و قطعا اگر برمی گشتم، باز هم همین رنگ را می خریدم. جالب اینجاست که تا لحظه آخر که ماشین را دیدم، نمی دونستم 206 این رنگی هم دارد. توی آگهی باما هم ننوشته بود که آبی کاسپین و من تا لحظه آخر فکر می کردم ماشین آبی متالیک (آبی آسمانی) است. تنت سلامت مصطفی جان، فدای سرت عزیز احتمالا فتیش داشته به 206 وگرنه همه ماشین هایی که توی کوچه بودند، از ماشین من گرون تر بود! البته اگر کمی توهم توطئه داشتم، می گفتم این حرکت، نقشه دسته جمعی همسایه هاست. می خواستن به صورت خاموش، اعتراض خودشون رو مبنی بر اینکه پسرهای ماشین ارزون سوار، نیان تو پیج (کوچه) ما. ااااااااه؛ به همه اهل محل نشون بدن. داستان نژادپرستی ایرانی ها هم شهره عام خاص است! ما عرب ها رو متهم به سواری احشام می کنیم، در صورتی که گرون ترین ماشین های دنیا در مراسم های اختصاصی براشون لانچ میشه اما ما اینجا برای پراید تحویلی 2 سال بعد، 6 میلیونی میریزم توی سایت! گیرم روزی ملخ و مامولک می خورند اما الآن بهترین زندگی ها را دارند. اگر هم قرار باشد کسی عرب ها را مسخره کند، نسل قبلی ما نسبت به نسل قبلی آنهاست، نه نسل ما. مخلصم احسان جان، قابل شما را ندارد عزیز. والا می خواستم ماشین رو همون اوایل بدهم سرامیک کنند. بعد دیدم با همتی که این جماعت در خط خطی کردن دارند و مقاومت بالای سرامیک در مقابل خط و خش، احتمالا کار بالا بگیرد و ضربه های کاری تری شاهد باشم. گفتم همین دستمالی های سطحی کوتاه مدت، بهتر از اقدامات بچه زا است. برای همین اولویت را گذاشتم برای حفظ اون اصل کاری! احسان جان، احتمالا ایشون بودند که می خواستند آلبوم عکس هایشان رو با خودرو کامل کنند. البته امیدوارم از شوخی من ناراحت نشده باشی، خواستم کمی شوخی کنم که حال و هوایت عوض شود، چون تا حدودی درکت می کنم. فکر می کنم مردم این روزها از تکنیک های روان شناسی استاد علیرضا روشن استفاده می کنند. ایشون در شعری فرمودند: یارم نیامد؛ بچه ای را در کوچه زدم! حالا بچه نبوده، هاچبک که بوده. دو زانو رفتن روی کاپوت شما ...