پیش نویس

مشارکت‌کنندگان این وبلاگ

بوق

چند روز پیش بطور اتفاقی متوجه شدم که بوق کار نمیکنه. البته خدا بهم رحم کرد. چون یه (...!) بیخیال از دنیا داشت منو با  گاردریل ساندویچ میکرد. وقتی ترمز زدم که گیر نیوفتم، آقای(...!) تازه متوجه شد. این وسط، چندتا جمله کشدار بهمراه نوربالا، توی ماشینم بهش حواله دادم.

اول فکر کردم که ایراد از اتصالی شاسی زیر فرمون باشه، چندتا ضربه محکم به فرمون زدم ولی فایده نداشت. بعد یادم اومد که ممکنه از com2000 باشه. یادم اومد که باید فرمون رو کامل بگیرم و دوباره تست کنم. این کار هم نتیجه نداد. خلاصه بخاطر مشغله، چند روز همینطوری تردد کردم ولی مواظب بودم که اتفاقی نیوفته. دیروز برحسب عادت دستم رو گذاشتم روی بوق که به یه موتوری بگم دوست عزیز، وسط اتوبان، حیاط خونه ابویت نیست که یهو بخوای وایسی.
خلاصه، دیدم جل الخالق! بوق زد. منم شادمان از این رخداد، به طرف منزل راهم رو ادامه دادم. توی راه به این فکر کردم که چجوری خودش خوب شد!؟ من که هیچ تعمیری روی بوق انجام نداده بودم.

یادم اومد که هفته پیش، توی هوای بارونی چند بار مجبور شدم از توی برکه های آبی که بخاطر بارون توی خیابون و مسیر ها بوجود اومده بود عبور کنم. احتمال دادم که ممکنه آب خورده بهش و موجب اتصالی شده.
الان که متوجه موضوع شدم، باید برم و سر حوصله برسم به بوق و اینکه اگه بشه، یه عایق کاری درست و حسابی براش انجام بدم.


پسند شده توسط 1 کاربر


0 دیدگاه


هیچ دیدگاهی برای نمایش وجود دارد.

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !


ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید


ورود به حساب کاربری